بازاریابی ، همانطوریکه از اسمش پیداست، یافتن بازارها و موقعیت‌های پرسود، در راستای فروش و سود هر چه بیشتر می‌باشد .

بازاریابی، فرایندی از درون بازار به درون بنگاه می‌باشد .

بدین معنی که ابتدا توسط تحقیقات بازار و سایر ابزار بازاریابی مشخص نمائیم که برای کدام یک از محصولات ( کالا / خدمات ) مرتبط با فعالیت ما، در بازار تقاضای مناسبی وجود دارد .
سپس بر روی آن محصول سرمایه گذاری و برنامه‌ریزی نموده و آن را در وقت مناسب مناسب  راهی بازار نمائیم .

محصول مورد نظر، می‌تواند محصولی جدید و یا محصولاتی باشد که بصورت روتین و منظم توسط بنگاه ما تولید / تامین می‌گردد .

منظور از بازار هم می‌تواند بازارهای فعلی و یا بازارهای جدیدی باشد که تا کنون در آن فعالیتی نداشته‌ایم .

تحقیقات بازار ، معمولا بهترین روش برای کشف نیازهای بازار و به‌عبارتی
اندازه‌کیری نبض بازار می‌باشد.
لکن این ابزار کمی پرهزینه بوده و برای همه کسب و کارها احتمالا مناسب نخواهد بود .

بنابراین ، گاهی به جای تحقیقات بازار می‌توان از ابزار بازاریابی مستقیم نیز استفاده نمود .
در این روش می‌توان با استفاده از ایمیل و تلفن و یا به‌صورت حضوری با مشتریان ارتباط برقرار نمود و به نیازهای آنها هر چه بیشتر واقف شد .

در صورتی‌که کسب و کار ما بصورت برخط ( آنلاین ) می‌باشد، راه‌های جالبی برای تحقیقات بازار ،پیش روی ما خواهد بود.
به‌طوریکه می‌توان محصولات جدید را بصورت آزمایش بر روی وبسایت خود قرار دهیم تا میزان استقبال مخاطب را مورد آزمایش قرار دهیم .
این فرایند حتی می‌تواند قبل از شروع به تولید انبوه محصول، صورت پذیرد .

مقدمه

حتما برای شما هم این سوال پیش اومده که چجوری میشه در زندگی روزمره، زمان رو
به‌درستی مدیریت نموده و از اوقات خود، نهایت استفاده را به‌عمل آوریم.

جواب این سوال می‌تواند بر بازدهی روزانه، ارضای روحی و داشتن حس خوب در زندگی،
بسیار تاثیر گذار باشد.
کتاب “کی” (When) نوشته دنیل اچ پینک، نکات و دیدگاه‌های جدیدی را در این خصوص مطرح
کرده که در نوع خود بسیار جالب و شنیدنی هستند. 

مطلب حاضر، بر اساس سر فصل‌های این کتاب مفید تهیه شده است. 

شناخت خود 

 قدم اول برای استفاده بهینه از زمان و مدیریت اون اینه که خودمون رو بشناسیم . 
درباره روانشناسی و شخصیت شناسی ، در نوشته دیگری توضیحاتی رو ارائه دادم که می تونید مطالعه بفرمایید . 
ولی مهمترین مورد اینه که بفهمیم ما مثل جغد هستیم یا مثل چکاوک . یا چیزی میان این دو .خوب چکاوک ها ، موجوداتی شاد و سحر خیز هستند . در حالیکه جغد ها تاریکی رو بیشتر ترجیح میدهند . 

  • انسانهای چکاوک گون ، معمولا صبح ها تا ظهر در اوج انرژی قراردارند .ظهر تا حوالی بعد از ظهر ، انرژی آنها افت می کند و در نهایت از عصر در مرحله بازیابی انرژی قرار می گیرند . 
  • انسانهای جغد گون ، دقیقا برعکس این الگو ، رفتار می کنند.معمولا صبح ها در مرحله بازیابی انرژی قرار دارند و بهمین دلیل تا دیر وقت استراحت می کنند .ظهر تا حوالی بعد از ظهر ، انرژی آنها افت می کند و در نهایت از عصر به بعد در مرحله اوج انرژی قرار می گیرند .

واقعیت اینه که اکثر انسانها در دسته چکاوکها و حد واسط جغد ها و چکاوک ها قرار می گیرند . بنابراین از نظر غالب جامعه افراد جغد گون چندان به رسمیت شناخته نمی شوند . 

ساعت کار مدارس ، دانشگاهها و ادارات ، معمولا از صبح زود شروع شده و برای جغد ها انعطاف چندانی در نظر نمی گیرند .

البته همه انسانها معمولا در دوران کودکی ، چکاوک هستند. صبح زود بیدار می شوند و تا غروب به بازی و شادی می پردازند . در هنگام بلوغ ، این الگو دستخوش تغییراتی می شود و افراد به سمت جغد شدن حرکت می کنند که این سمت گیری تا دوران جوانی ادامه دارد . 

جوانها معمولا ترجیح می دهند صبح ها ، مخصوصا صبح روزهای تعطیل ، استراحت کنند و معمولا عصرها در اوج انرژی خود قرار دارند و به شب زنده داری تمایل زیادی نشان می دهند .بعد از مرحله جوانی ، اکثریت انسانها به حالت چکاوک باز گشته و اقلیتی در حالت جغد باقی می مانند . در کهنسالی ، همه انسانها ، حتی انسانهای جغد گون ، به حالت چکاوک بر می گردند و حتی از بچه ها ، سحرخیز تر می شوند . 

ذکر این نکته نیز لازم است که زنان و مردان از لحاظ الگوهای زمانی ، تفاوتهایی دارند . 
بطوریکه زنان معمولا به سمت چکاوک و مردان به سمت جغد ، تمایل دارند.

پس ما باید در وهله اول خودمون رو خوب بشناسیم .اینکه جزو کدام دسته قرار می گیریم . چکاوک ها یا جغدها و یا حدواسط .هر دسته ای که باشیم ، مشکلی وجود نداره و نباید شرمنده باشیم که مثلا جزو دسته جغد ها هستیم . بلکه باید عملکردمون رو بر مبنای طبیعتون تنظیم کنیم . نکته همینه .  

همانطوریکه قبلا در باره چپ مغزی و راست مغزی  توضیح دادم ، کارهای منطقی معمولا در قسمت چپ مغز و کارهای شهودی معمولا در قسمت راست مغز پردازش میشند . 

کارهای منطقی شامل محاسبات ،تجزیه تحلیل ،شرکت در امتحانات و آزمونهای استخدامی ، رانندگی و سایر فعالیتهایی است که نیاز به تمرکز بالا دارند .

کارهای شهودی شامل خواندن شعر و ادبیات ،نواختن موسیقی ، کارهای خلاق و سایر فعالیتهایی است که خارج از دایره منطق بوده و با احساسات ما سر و کار دارد  .

درصورتیکه ما جزو جغد ها باشیم ، باید کارهای مربوط به قسمت چپ مغز ، یعنی کارهای منطقی را به عصر و شب و کارهای مربوط به قسمت راست مغز ، یعنی کارهای شهودی را به صبح ها واگذار کنیم . 

در حالیکه ، در مورد چکاوکها و افراد بین الحال ، کارهای منطقی می بایستی به اوایل صبح و کارهای شهودی و احساسی به عصر و اوایل شب موکول گردد . 

استراحت قبل از انجام کارهای مهم

استراحت قبل از انجام کارهای مهم

همانطوریکه قبلا گفتم ، جامعه چندان جغد ها رو به رسمیت نمی شناسه و معمولا همه کارهای مهم و جلسات و آزمون ها ،در ابتدای صبح انجام می شند . 
علاوه بر این بعد از ظهر ها ، برای همه گروهها زمان افت انرژی محسوب میشه و تمرکز و انجام کارهای مهم با ریسک بالایی همراه خواهد بود . 

خوب ما اگه مجبور باشیم کار مهمی رو در بعد از ظهر انجام بدیم تکلیف چیه ؟ 
جراحی رو فرض کنید که بیمار تصادفی بدحالی رو مجبوره بعد از ظهر جراحی کنه و گرنه بیمار از دست میره . 
در این حالت ما باید اولا قبل از انجام کار استراحت کوتاهی ، در حد 10 تا 15 دقیقه رو انجام بدیم تا تجدید قوای مختصری انجام داده باشیم . و ثانیا چک لیستی از اقدامات مهمی رو که باید انجام بدیم ، آماده کنیم تا کاری از قلم نیوفته و فراموش نشه . 
در خیلی از کشورها قضات سعی می کنند که در طول روز قضاوت کنند و حکم صادر کنند و اگر بدلایلی قضاوت به بعد از ظهر موکول شد ، قبل از صدور حکم استراحت کوتاهی انجام دهند 
و یا اینکه به پزشکان در اطاق عمل ، چک لیستی داده می شه تا موارد مهم و حیاتی رو قدم به قدم انجام دهند و موردی فراموش نشه . 

آغاز، مسئله مهمی است

در بسیاری از کشورهای صنعتی، مردم و به‌خصوص جوانان از بیماری‌هایی مانند افسردگی،
افت تحصیلی، اضافه وزن و گرایش به مصرف مواد مخدر و مشروبات الکلی، رنج می‌برند.

ریشه بسیاری از این مشکلات در آغاز است . 
به‌عنوان مثال ساعت شروع به‌کار مدارس مناسب نبوده و یا اینکه دانش‌آموزان با اصرار والدین زودتر از موعد مقرر، در مدارس نام‌نویسی می‌شدند.

البته گاهی مشکلات روحی روانی ریشه در جای دیگری دارد .
درصورتیکه افراد، فعالیت‌های شغلی خود را در زمان رکوداقتصادی آغاز نموده‌ باشند، تا میانسالی
از داشتن شغل با حقوق مناسب، محروم خواهندبود و همین سبب بروز مشکلات روحی خواهدشد.
چراکه لازمه داشتن حقوق مناسب، کسب مهارت‌های مورد نیاز کارفرما می‌باشد.
برای کسب این مهارت‌ها، افراد می‌باید چندین بار کارفرمای خود را تغییر داده و در شرکت‌های مختلفی کار کنند.
این امر مهم در زمان رکود عملا امکان‌پذیر نیست و افراد مجبورند تحت هر شرایطی موقعیت فعلی خود را حفظ کنند، چراکه اساسا موقعیت دیگری در کار نیست.  

آغاز خوبی داشته باشیم

همانطوری‌که ذکر گردید، بسیاری از موارد از کنترل ما خارج هستند. مثلا ساعات شروع مدارس در اختیار وزارت آموزش و پرورش می‌باشد. و یا اینکه دوران رونق و رکود، بستگی کامل به عواملی دارند که خارج از اراده ما می‌باشند.

اما نکته مهم این است که ما می‌توانیم از نقاط عطف زمانی به بهترین صورت استفاده نماییم.

نقاط عطف زمانی، معمولا به دو دسته فردی و شخصی و اجتماعی تقسیم می‌شوند.

نقاط عطف شخصی شامل روز تولد، روز ازدواج و روز قبولی در دانشگاه می‌باشد.
در حالیکه نقاط عطف اجتماعی، شامل روز ملی کشور، روز اول هفته، روز اول ماه و
روز اول سال نو، می‌باشند. 

نقاط عطف زمانی به ما امکان می‌دهند تا برای خود حساب ذهنی جدیدی باز نموده و ضمن فراموشی تلخی‌ها و ناکامی‌های گذشته، با اعتماد به نفس و انگیزه بالاتری، در جهت رسیدن به اهداف خود تلاش کنیم.

همچنین نقاط عطف، به ما این امکان را می‌دهد تا به زندگی خود تکانی داده و نسبت به آن نگاهی جامع داشته باشیم. به‌طوریکه با فاصله گرفتن از زندگی روزمره و جزییات آن، می‌توانیم برای خود برنامه جامعی در جهت نیل به اهداف، مشخص نماییم. 

حال فرض کنید شرکتی می‌خواهد از کارمندان خود درخواست کند تا در برنامه‌های آموزشی شرکت فعال‌تری داشته‌ باشند.
بهترین زمان برای طرح این درخواست‌، نقاط عطف زمانی می‌باشند.

درصورتیکه بخواهیم مشتری خود را دعوت به بازدید از محصولات جدید و خرید آنها نماییم،
باز هم نقاط عطف زمانی بسیار کارگشا خواهند بود.

حتی در خصوص کمپین‌های سلامتی بهداشتی، نقاط عطف می‌بایستی مد نظر قرار گیرند.
به‌عنوان مثال، کمپین شنبه‌های بدون فست فود، قطعا بهتر از جمعه‌های بدون گوشت،
عمل خواهد نمود. چراکه شنبه، روز آغازین هفته بوده و مفهوم شروعی نو و فراموشی گذشته
را تداعی می‌کند.    

اثر پیش‌مرگ

فرض کنید قصد دارید کتابی در زمینه کسب و کار تالیف نمایید و انجام این مهم، شش ماه
به طول می‌انجامد.
قبل از شروع به‌کار، بهتر است خود را در مرحله نهایی انجام کار تصور کنید و فرض کنید که پس از 
صرف شش ماه زمان، نتیجه کار، مطلوب نبوده است.
پس به دنبال عوامل ناکامی بگردید. بعنوان مثال عدم صرف زمان کافی، عدم تمرکز، عدم تسلط به مطالب حوزه کسب و کار و غیره.

حال قبل از شروع به‌کار، می‌توانید مشکلات احتمالی را استخراج نموده و درنهایت از آنها پرهیز نمایید .  

چگونه در شغل جدید ، شروعی سریع داشته باشیم

  • سعی کنیم از اثر پیش‌مرگ استفاده نموده و قبل از شروع شغل جدید، خود را در حال انجام آن تصور کنیم و مشکلات احتمالی را پیش بینی نموده و برای حل و فصل نمودن آنها، آماده باشیم.
  • سعی کنیم تا در اسرع وقت، چند پیروزی معنا دار بدست بیاوریم و با تکیه به آنها، موقعیت
    و برتری خود را تثبیت نماییم. این مهم با انجام تمرکز و پرهیز از فعالیت‌های غیرمتمرکز در 
    روزهای اولیه، به وقوع خواهد پیوست. 
  • سعی کنیم تا روحیه خود را با کسب پیروزی‌های کوچک حفظ کنیم. حتما نباید در ابتدای راه، به
    دنبال پیروزی‌های بزرگ باشیم . درصورتی‌که برای خود اهداف نسبتا کوچکی تعریف نماییم، در 
    صورت دستیابی به آنها می‌توانیم برای خود جشن گرفته و ضمن تقویت روحیه، برای ادامه کار به انگیزه‌های جدیدی دست پیدا کنیم. 

در میانه راه

ما همیشه نقاط آغازین و پایانی را به خوبی به خاطر می‌سپاریم.
اولین دیدار با همسرمان، روز فوت پدربزرگمان و رویدادهایی از این دست، هرگز فراموش نمی‌شوند.

اما نقاط میانی با اینکه اهمیت زیادی دارند، معمولا فراموش می‌شوند.
گاهی رسیدن به میانه مسیر، مانند رسیدن به میانه پروژه و یا نیمه ترم تحصیلی می‌تواند ما را 
خسته و فرسوده نموده و انگیزه ادامه مسیر را از ما بگیرد . 
گاهی برعکس، رسیدن به میانه مسیر، می‌تواند جهت ادامه کار و رسیدن به مقصد، انگیزه کافی را در اختیار ما قرار دهد.

گاهی این مفهوم تحت عنوان بحران میانسالی، بیان می‌شود.

معمولا در دهه‌های بیست و سی از عمر انسان، احساس خوشبختی بالاست.
این احساس در دهه چهل و اوایل پنجاه، به طرز محسوسی افت میکند و در دهه‌های شصت و 
هفتاد به بعد، مجددا شاهد رشد احساس خوشبختی هستیم.

چراکه ما در دهه چهل از عمر خود، شاهد انباشته شدن آمال و آرزوهای محقق نشده می‌باشیم که
به ما فشار روانی وارد می‌کنند.اما با گذشت زمان و در دهه‌های شصت و هفتاد، آرزوها و ناکامی‌ها به فراموشی سپرده شده و انسان با واقع‌بینی بیشتری حرکت می‌کند.

بهرحال نقطه میانی عمر، از اهمیت ویژه‌ای برخوردار بوده و می‌تواند مانند در ما انگیزه،
نیرو و اراده فوق العاده‌ای ایجاد کند تا مانند موشک به سوی اهداف خود حرکت کنیم . 
برعکس می‌تواند موجب رخوت سستی و بی انگیزگی در ما شود.

برای استفاده حداکثری از نقطه میانی عمر، لازم است تا موارد ذیل را مدنظر قرار دهید.

  • مفهوم نقطه میانی عمر را از اعماق دل باور داشته باشید.
  • نقطه میانی را برای تفکر و بیدار شدن استفاده کنید و نه برای رخوت و تسلیم شدن
  • در نقطه میانی تصور کنید که کمی از اهداف زندکی عقب مانده‌اید. 

این احساس، انگیزه شما را برای رسیدن به اهداف، چندین برابر خواهد نمود.

همچنین روش‌های زیر می‌تواند انگیزه شما را برای ادامه کار در نقطه میانی تقویت نماید.

  • اهداف بزرگ را به اهداف کوچکتر تقسیم کنید .به عنوان مثال، اگر قرار است ده جلدکتاب
    تالیف کنید، اتمام هر جلد کتاب می‌تواند یک هدف کوچک، تلقی گردد.
  • به اهداف کوچک وفادار باشید و این مطلب را علنا تبیین کنید. حتی می‌توانید اهداف خود را
    به همراه زمانبندی مربوطه، در شبکه‌های اجتماعی اعلام کنید. در این‌صورت، سعی خواهید نمود
    تا در زمانبندی مربوطه، کار را به اتمام برسانید و به اهداف خود دست بیابید . چراکه افراد زیادی بر عملکرد شما نظارت داشته و در انتظار اتمام کار در زمان مشخص شده می‌باشند.
  • کار را به‌صورت مداوم دنبال کنید. در این‌صورت، شما با زنجیره‌ای از فعالیت روبرو خواهید بود و این زنجیره را به آسانی پاره نخواهید کرد. اگر شما، هر روز  مقدار معینی از کار تالیف کتاب خود را انجام داده و این فعالیت را در سررسید خود ثبت نمایید، از نظر روانی قطعا مستعد و حتی ملزم به ادامه کار خواهید شد. 
  • فرض کنید که افرادی نیاز مبرم به نتیجه کار شما دارند. مثلا تالیفات شما به کار اقشار وسیعی
    از جامعه می‌آید و تاخیر در انتشار آنها، ضررهای جبران ناپذیری را در پی خواهد داشت.
    در اینصورت، اهتمام بیشتری به تداوم و جمع‌بندی کار در زمان مقرر خواهید داشت.

پایان راه

پایان‌ها، مانند آغاز و میانه، موارد بسیار مهمی هستند که بر کیفیت کارهای ما اثرات قابل توجهی داشته و حتی به ما انرژی می‌بخشند تا ارتقا بیابیم.

این اثر را می‌توانیم در پایان دهه‌های عمر، به وضوح مشاهده نماییم. مثلا مطابق آمار،
در 29 سالگی و یا 49 سالگی، افراد تمایل بیشتری دارند تا در مسابقات ماراتن شرکت نمایند.

چراکه در پایان دهه‌های عمر ، مردم تمایل دارند تا خود را مورد ارزیابی قرار داده و کارهایی را انجام بدهند که تاکنون از انجام آن بازمانده اند.

جالب اینجاست، که با ظاهر شدن خط پایان ماراتن، همه افراد شرکت کننده، تلاش بیشتری را 
برای قهرمانی از خود نشان می‌دهند. یا اینکه بسیاری از گل‌های فوتبال در دقایق پایانی نیمه دوم 
به‌ثمر می‌نشیند.

یکی از مهمترین استفاده‌های نقطه پایان، تعیین ضرب الاجل، برای انجام کارها می‌باشد.

به عنوان مثال، مدیرعامل از مدیر حسابداری درخواست می‌کند تا گزارش مالی را در عرض دو روز 
آماده نماید. و یا اینکه از مذاکره‌کنندگان درخواست می‌شود تا در مدت سه روز به توافق
دست یابند و در غیر اینصورت، مذاکرات را ترک نمایند . 

در صورت تعیین ضرب الاجل، کارها با احتمال بالاتری به نتیجه می‌رسند. 

هرچند این نتیجه، ممکن است بهترین نتیجه ممکن نباشد.  

اثر لحظه آخر

همانطوریکه گفته شد، پایان‌ها بسیار مهمند و اثر لحظه آخر بر همین اساس قابل توضیح و
تفسیر می‌باشد.

فرض کنید که شما با هواپیمای خطوط هوایی ساوت وست در حال مسافرت هستید.
در طول پرواز پذیرایی و برخورد میهمانداران بسیار عالی است . 
لکن در هنگام نشستن هواپیما، سرمیهماندار با شما، بدلیل عدم بستن کمربند،
برخورد ناخوشایندی میکند. 

احتمالا شما دیگر با ساوت وست، مسافرت نخواهید کرد. چراکه برخورد ناخوشایند اواخر
پرواز قبلی در ذهن شما باقی‌مانده و به سادگی پاک نخواهدشد. این مطلب، پذیرایی و برخوردهای خوب خدمه در طول پرواز را نیز تحت تاثیر قرار خواهد داد.

به‌همین دلیل، میهمانداران، در هنگام خروج مسافران از هواپیما، در مقابل درب خروجی
می ایستند و با لبخند و برخورد بسیار گرم و صمیمی، انها را بدرقه می‌نمایند.

دقیقا به‌همین دلیل، روسای جمهور سعی میکنند هنگامی که به پایان چهار سال اول نزدیک می‌شوند، اقداماتی انجام دهند که از نظر عموم مردم مثبت بوده و در ذهن آنها باقی میماند.

این مهم باعث می‌شود تا شانس آنها برای پیروزی در دور دوم، به طرز قابل ملاحظه‌ای
افزایش یابد.

کوچک کردن شبکه‌های اجتماعی در پایان راه

نکته جالب اینکه انسان شبکه اجتماعی اطراف خود را، در پایان راه کوچک و به‌عبارتی گلچین می‌کند.

به‌عنوام مثال، در پرده آخر زندگی، وقتی آینه کوتاه‌تر از گذشته به‌نظر میرسد، افراد در می‌یابند که 
فرصت زیادی ندارند و مجبورند تا شبکه دوستان و آشنایان خود را هرس کنند تا
از زمان باقی‌مانده، نهایت استفاده را به‌عمل آورند.

این پدیده فقط مختص به پرده آخر زندگی نبوده و هر پایانی را شامل میشود.

تحقیقات نشان داده افرادی که در شرف فارغ‌التحصیلی از دانشگاه و یا ترک سازمانی هستند نیز،
به کوچک نموده شبکه اجتماعی اطراف خود می‌پردازند.

اهمیت پایان خوش

“یک خبر خوب و یک خبر بد. کدام را میخواهید اول بشنوید؟”

این جمله‌ایست که احتمالا بارها شنیده‌اید و شاید خود شما آن‌را به کسی گفته‌اید.

نکته جالب اینکه بسیاری از پزشکان ، معلمان و والدین دقیقا با مفهوم پایان خوش، آشنا نیستند و نمی‌دانند کدام خبر را اول باید به مخاطب خود ارائه نمایند . 

با توجه به تحقیقات و نظرسنجی‌های انجام شده، بیشتر افراد ترجیح می‌دهند تا خبر بد را 
اول و خبر خوب را در پایان بشنوند. چراکه انسانها تمایل دارند پایان‌هایی را دریافت کنند که خوش و مثبت بوده و باعث ارتقای روحیه آنها شود.

درک عمیق این مطلب می‌تواند ارتباطات ما با دیگران را تا حد زیادی بهبود ببخشد. 

نکته آخر این‌که، سعی کنید در موقعیت‌های زیر، برای خود پایانی خوش رقم زده و از آن لذت ببرید:

  • پایان روز کاری : در پایان هر روز کاری، بهتر است لیست کارهای انجام شده آن روز را تهیه نموده و از این طریق احساس مفید بودن نمایید . همچنین تشکر کردن از سایرین، می‌تواند روحیه شما را به طرز غیر قابل باوری ارتقا بخشیده و سبب ارضای روحی شما شود.
  • پایان ترم تحصیلی : در پایان هر ترم تحصیلی می‌توانید، آموخته‌های خود را مرور کنید و برنامه‌های خود را برای آینده ترسیم نمایید . 
    همچنین برای تقویت روحیه با دوستان خود به رستوران بروید و خوش بگذرانید.
  •  پایان سفر : همان‌طور که گفتیم، لحظات آخر تاثیرات جدی بر روی انسان به جا می‌گذارد.
    لذاسعی کنید در روزها و لحظات پایانی سفر، کاری خارق‌العاده مانند چتربازی، بالن سواری و 
    امثالهم را انجام دهید. با این کار سفر در ذهن شما شیرین‌تر شده و خاطرات جالبی را از آن
    در ذهن خواهید داشت . 

فهرست مطالب

مقدمه:

برای بازاریابی تعاریف مختلفی وجود داره . 

ولی یک نکته ظریف وجود داره و اون اینکه ” بازاریابی با فروش تفاوت داره”.

بازاریابی یک فرایند بیرون سازمان به درون سازمانه.

یک فرایند از بازار به درون سازمان . 

در طی فرایند بازاریابی ما نیازهای بازار رو بخوبی میشناسیم و اونها رو به خواسته مشتری تبدیل می کنیم . در مرحله بعدی برای پاسخگویی به خواسته ها ، راه حل های عملی پیدا میکنیم . همچنین برای فروختن راه حلها به مشتری ، مسیرهایی رو طراحی می کنیم و تمام . 

از اینجا به بعد ، کار قسمت فروشه که با مشتری مذاکره کنه ، تخفیف بده و خلاصه قرارداد رو به سرانجام برسونه و کار رو بگیره . 

بازاریابی مبحث جالب و شیرینی هستش و راه برای خلاقیت و ابداع روشهای جدید بازاریابی کاملا بازه . 

تعدادی از روشهای بازاریابی معمول رو شناسایی کردم که ذیلا براتون توضیح میدم .امیدوارم مورد استفادتون قرار بگیره .

بازاریابی داخلی

بازاریابی داخلی رو اول آوردم .چون ما از این بازاریابی مهم خیلی غافلیم . 
بازاریابی داخلی یعنی ما اولا در استخدام نیروهای داخل شرکت دقت بیشتری بعمل بیاریم و گزینش رو کمی سخت کنیم . اینطوری فقط نیروهای مستعد و زبده وارد سیستم ما خواهند شد . 
در مرحله بعدی ، باید نیروهامون رو بیشتر در اداره سازمان و بخصوص تصمیم گیریها درگیر کنیم و به اصطلاح اونها رو بازی بدیم . 
بهرحال اونها بیش از هر کس دیگری با مشتریان ما سر و کار دارند و از نیازها و خواسته های مشتری خبر دارند .بنابراین باید در جلسات از اونها دعوت کنیم و طرف مشورتشون قرار بدیم.و در نهایت با همفکری اونها ، تصمیمات مهم رو اتخاذ کنیم . 
نکته مهم اینه که اگر قرار بر ارایه سرویسهای جدیدی در آینده داریم ، نیروهای داخلی باید قبل از مشتریان در جریان سرویسهای جدید قرار گرفته باشند . 
در غیر اینصورت یک افتضاح بزرگ پیش میاد . مشتریان در باره سرویسهای جدید سوال میکنند و با بی اطلاعی نیروهای ما مواجه میشن . بعد از اون به کل سیستم ما بدبین میشن و فکر میکنند سیستم ما آشفته و بهم ریخته و یا دروغگو و حقه بازه . 

 بازاریابی عصبی 

 بازاریابی عصبی اهمیت خیلی زیادی داره. برای همین ، نوشته جداگانه ای رو بهش اختصاص دادم .  

بازاریابی انبوه 

  قبل از توضیح در باره بازاریابی انبوه ، لازمه تا توضیحات من رو در خصوص اس تی پی در بازاریابی مطالعه کنید . در بازاریابی انبوه ، ما لازم نیست مراحل اس تی پی رو انجام بدیم و یک راست میریم سر اصل مطلب . 
بدین ترتیب ما می تونیم هزینه های مربوط به انجام مراحل  اس تی پی رو صرفه جویی کنیم و کالا و خدمات رو با قیمت پایین تری به دست مشتری برسانیم . 
البته بازاریابی انبوه بیشتر برای کالاهایی که مخاطب عام دارند ، قابل اجراست . 
مثلا کالاهای تند مصرف (Fast Moving Consumer Goods) 
شامل نوشیدنی ها ، مکمل های غذایی و شوینده ها .همانطوریکه مشاهده می کنید این طیف از کالاها نیاز به دسته بندی مشتری ها و هدف گرفتن دسته ای خاص از مشتری ها و در هنایت جایگاه سازی خاصی ندارد . 

بازاریابی مرکز تماس مشتریان

مرکز تماس مشتریان ، علاوه بر اینکه نقش مهمی در جلب مشتریان جدید ، آرام کردن مشتریان عصبانی و تولید مشتریان وفادار دارد ، منبع غنی اطلاعات بوده و می تواند نقش مهمی در بازاریابی داشته باشد . 
معمولا افراد در تماس با مرکز تماس مشتریان سازمان درخواستهای گوناگون دارند .
از جمله حل مشکلات سرویسهای موجود ، ایجاد سرویسهای جدید و ارائه توضیحات در خصوص خرید اینترنتی و غیره .
با جمع آوری و آنالیز این درخواستها ، می توان نیازها و خواسته های مشتریان را دقیقا تشخیص داد و برای تامین آنها برنامه ریزی دقیقی انجام داد . 
در رویکردی دیگر ، کارشناسان مرکز تماس می توانند اطلاعات دموگرافی و سایر اطلاعات مشتریان را جمع آوری نموده و جهت بهره برداری در کمپین های آتی ، در اختیار سایر بخشهای سازمان قرار دهند . همچنین کارشناسان مرکز تماس می توانند با عنایت به مشخصات تماس گیرندگان ، اطلاعاتی در خصوص سرویسهای فعلی را در اختیار آنها قرار دهند . 

بازاریابی ورزش

 بازاریابی ورزش به معنی استفاده از تریبون ورزش جهت معرفی کالاها و خدمات گوناگون می باشد . 
حالا این کالا ها می توانند ورزشی باشند ، مثل توپ فوتبال ، لوازم اسکی ، لوازم شنا و یا غیر ورزشی مثل انواع خوراکیها اتفاقا با ورزش و سلامتی هیچ گونه رابطه منطقی ندارند
در کشور ما ، متاسفانه تولید کنندگان لوازم ورزشی پتانسیل کافی جهت تبلیغات در محیط های ورزشی رو ندارند و یا اساسا اعتقادی به این نوع تبلیغات ندارند . 
در عوض سایر تولید کنندگان ، بخصوص فعالان صنایع غذایی و بانکها علاقه وافری به استفاده از تریبون ورزش جهت تبلیغات دارند . 
این عزیزان معمولا در تبلیغات محیطی دور زمین فوتبال ، بیلبوردهای مسیر استادیوم های ورزشی و تبلیغات تلویزیونی قبل و بعد از بازیهای حساس حضور جدی دارند . 
همچنین در بسیاری از موارد اسپانسر تیم های ملی و باشگاهی میشن .  


حتما بخوانید : اس تی پی در بازاریابی (STP) چیست ؟


بازاریابی کمین  

بازاریابی کمین (Ambush Marketing) به معنی رقابت تا حدی ناسالم با رقباست .
بهمین دلیل ، این نوع بازاریابی در بسیاری از کشورها ممنوع بوده و یا قوانین سخت گیرانه ای در خصوص آنها به تصویب رسیده است . 
بازاریابی کمین ، شبیه سوار شدن قطار ، بدون بلیط است ، در حالیکه رقبا برای بلیط هزینه زیادی را پرداخت نموده اند . 
فرض کنید در مسابقات جام جهانی ، کوکاکولا بعنوان اسپانسر بازیها انتخاب شده باشد و هزینه زیادی را بعنوان اسپانسر انجام داده باشد . آنگاه در بیرون استادیوم ، رقبای کوکاکولا ، مانند پپسی ، بین تماشاچیان ، نوشابه مجانی توزیع کنند . یا در هتل های تماشاچیان و هواداران تیم ها ، اقدام به نصب بنر های تبلیغاتی بنمایند . در اینصورت پپسی ، عملا بر روی موج تبلیغات جام جهانی سوار می شود ، بدون اینکه هزینه زیادی انجام داده باشد . 
مثال  
در مسابقات جام جهانی فوتبال 2010 ، آدیداس ، اسپانسری بازیها را بعهده گرفت و نایکی و سایرین ، ظاهرا از خوان گسترده تبلیغات جام جهانی محروم شدند . 
اما نایکی در اقدامی هوشمندانه ، چند ماه قبل از شروع بازیها ، اقدام به ساخت کلیپی با عنوان
“آینده را بنویس” ، با حضور ستارگانی چون رونالدو نمود . 
این کلیپ به سرعت در فضای مجازی پخش و ویروسی شد .در این کلیپ ، از باب رعایت مسائل حقوقی و قانونی ، اشاره مستقیمی به بازیهای جام جهانی نشده بود و اثری از نام و لوگوی بازیها نبود . لکن هر بیننده عاقلی درک می کرد که این کلیپ چند ماه قبل از شروع بازیهای جام جهانی ، قطعا به این بازیها اشاره دارد . 

بازاریابی فریب

 بازاریابی فریب (Fraud Marketing)، مبتنی بر فریب مشتریان بوده و عملی غیر اخلاقی 
محسوب می‌شود . این نوع بازاریابی را می‌توان ، به‌صورت ذیل دسته بندی نمود .
  

نوع اول 

در این نوع ، کالایی در وبسایت برای فروش گذاشته می شود.ولی پس از سفارش 
مشتری و دریافت وجه مربوطه ،کالا برای مشتری ارسال نمی شود و پس از مدتی سایت 
غیر فعال می شود. 
 

نوع دوم 

در این نوع ، کالایی در تبلیغات تلویزیونی نمایش داده می شود که بسیار جذاب و زیبا ست . اما پس از سفارش و دریافت وجه مشتری ، جنس دیگری که شباهتی به جنس تبلیغ شده ندارد ، و دارای کیفیت بسیار پایین تری است ،برای مشتری ارسال می شود . 

نوع سوم 

در این نوع ، مشتری وادار به خرید کالایی می شود که به آن احتیاجی نداشته و میلی به خرید آن ندارد .
بعنوان نمونه ، می توان از فروشندگان سمجی یاد کرد که در فروشگاههای بزرگ ، برای خرید اجناسی خاص ، به مشتری آنقدر اصرار می کنند که در نهایت مشتری با بی میلی مجبور به خرید می شود . 

نوع چهارم 

در این نوع ، برای اجناس خواص معجزه آمیزی تعریف می شود که این خواص از اساس کذب بوده و یا لااقل صحت آن از نظر علمی اثبات نشده است . 

امروزه ، با پیشرفت تکنولوژی و گسترش شبکه های اجتماعی ، بازاریابی فریب ، عملا به بازاریابی فریب انبوه (Fraud Mass Marketing) تبدیل شده است ; و در طی آن تعداد زیادی از مردم ، تحت تبلیغات شبکه های اجتماعی ، فریب خورده و پول خود را صرف اجناس بی کیفیت و بی خاصیت می نمایند.

بازاریابی گوشه ای 

بازاریابی گوشه ای یا نیچ مارکتینگ ، به معنی شناسایی نیازهای خاصی است که توسط سایر تامین کنندگان پوشش داده نشده باشد .
بعنوان مثال ، کفش مخصوص اسکیت بورد ، یا خودروی مخصوص افراد کوتاه قد . 
و یا اینکه در شهر تعداد زیادی سالن سینما و نمایش وجود دارند ، ولی هیچکدام از این
سالن ها دارای قسمت VIP نمی باشند . در حالیکه ، بسیاری از افراد ، به دنبال
چنین سرویسهای اینچنینی بوده و حاضرند بابت آن وجوه قابل توجهی را پرداخت نمایند .

در سطحی دیگر ، ممکن است کالایی توسط تامین کنندگان دیگر هم تامین شود ، لکن بصورت غیرتخصصی و در کنار انبوه کالاهای دیگر . 
بعنوان مثال ، هندزفری گوشی آیفون ، توسط بسیاری از تامین کنندگان اراءه میشود ، لکن ما
می توانیم بصورت تخصصی فقط روی انواع هندزفری گوشی آیفون کار کنیم .
طبیعتا در این زمینه ، بعنوان متخصص شناخته خواهیم شد و می توانیم اطلاعات کامل
و جامعی را به مشتریان ارائه دهیم .مشتریان هم می توانند با میل بیشتر و خیال راحت تر ، 
هندزفری مورد نیاز خود را از ما تامین کنند . 
واقعیت این است که در بازاریابی گوشه ای ، تعداد مشتریان ما در ظاهر زیاد نیست ، لکن نرخ تبدیل مشتریان بسیار بالاست و اکثر مشتریان بالقوه به مشتریان بالفعل و در مراحل بعدی به مشتریان وفادار تبدیل می شوند. همچنین با عنایت به جمعیت نسبتا محدود مشتریان ،
می توان با آنها روابط عمیقی برقرار نموده و در صورت راه اندازی کسب و کارهای جانبی ،
بر روی آنها حساب ویژه ای باز نمود .   

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز (GREEN MARKETING) معمولا در دوسطح تعریف می گردد . 

  • در سطح اول ، بازرایابی برای محصولات و یا خدماتی انجام می شود که با محیط زیست سازگاری بالایی داشته و هیچ گونه آسیبی برای محیط زیست در بر ندارند . حتی بسته بندی محصولات نیز ،هیچ گونه ضرری را متوجه محیط زیست نمی کنند .
  • در سطح دوم ، بازاریابی سبز به معنی استفاده از روشهای کاملا پاک و سازگار با محیط زیست ، جهت فعالیتهای بازاریابی می باشد . بعنوان مثال ، استفاده از انرژی خورشیدی ، استفاده حداقلی از کاغذ و جوهر ، استفاده از کاغذهای بازیافتی و جوهرهای دوستدار طبیعت ، بازیافت اقلام دورریز و سایر فعالیتهایی که همسو با محیط زیست می باشند.

همانطوریکه مشاهده می کنید ،بازاریابی سبز ، بازاریابی نسبتا گرانی محسوب می شود . 
لکن روز به روز بر تعداد دوستداران محیط زیست اضافه می شود و افراد مایلند تا پولهای
خود را در راه سازگاری با محیط زیست خرج کنند .بنابراین ، این نوع بازاریابی می تواند ، آینده 
خوبی را در پیش داشته باشد .        
تا جایی که بعضی شرکتها با سوء استفاده از عنوان سبز در پی فروش محصولاتشان بر می آیند .