به جوک خندیدن

قرنطینه عسل پادشاه تایلند

میگن پادشاه تایلند با بیست تا از بیست ترین زن‌هاش، رفتن آلمان هم ماه عسل باشه و 
هم قرنطینه بشن.

به نظر من مهمترین مسئولیت پادشاه در تایلند، رفع و فتق امور حرامسرا و سایر امور 
حوالی فتقه! وگرنه تو این شرایط کرونایی، مملکت رو نمی‌گذاشت رو اتوپایلوت خودش
بره آلمان.

بهرحال ما ضمن تبریک به نوعروسان و شاه داماد عزیز، چند تا توصیه ایمنی داریم براشون:

-اولا کرونا حالا حالا ها هست. بنابراین عزیزان در انجام مناسک زناشویی اصلا عجله نکنن. 
به سر بودا قسم وقت دارین.
در صورت تخته گاز، بلایی سر موتور و جلوبندیتون میاد، که روزی صد بار آرزوی کرونا کنید.

-ثانیا بهتر بود سر راه یک تک پا هم میومدین ایران از حرمسرای هزار تختخوابی ناصری و 
سرسره و سایر امکانات بازدید میکردین. شاید چند تا ایده خوب میگرفتین. 

بالاخره این همه ایرانی‌ها میان تایلند و انواع مکان‌های شما رو از فاصله خیلی نزدیک 
دید میزنن. یک بار هم شما میومدین بازدید ما رو پس میدادین.
تازه تبلیغ چند همسری هم میشد.

معلم زبان قلابی

میگن کاخ باکینگهام 700 تا اطاق داره.

 ملکه انگلیس خطاب به حراست: “این ذلیل مرده پرنس هری رو ندیدین؟”

حراست: “بانوی من! ایشون ساعت 10 تا 12 کلاس زبان پیشرفته داشتن.
با خانم معلمشون رفتن تو یکی از اطاق‌ها.

ملکه: ” نگفت کدوم اطاق میره؟ “

حراست: ” نه بانوی من! “

ملکه: ” احمقا! اون زنه معلم زبانش نبود. معلم زبانش کرونا گرفته امروز نمیاد!”

آدم بدبین

آدم بدبین اگه جایی دسته گلی زیبا ببینه، بلافاصله در اطراف دسته گل به دنبال تابوتی مجلل

میگرده!

ماشین رئیس جمهور

میگن خودروی رئیس جمهور آمریکا، ششصد هزار دلار می‌ارزه.

بابا محافظا حق دارن تمام مسیر دنبال ماشین سگ دو میزنن. 

اگه یک خط بهش بیوفته، صد هزار دلار ازش میوفته!

بشکن بشکنه!

اگه مامان ظرف‌ها رو بشکونه، میگه——————-> قضا بلا بود!

اگه بابا     ظرف‌ها رو بشکونه، میگه——————-> اینا اینجا چیکار میکردن؟ 

اگه بچه   ظرف‌ها رو بشکونه، میگن——————> حیوون مگه کوری؟ مگه چلاقی؟ سرت به                                                                          ما تحتت ضربه آزاد میزنه؟

سلبریتی اونا

سلبریتی اونا(شکیرا) کارخونه عطر سازیشو تغییر کاربری داده
——> مواد ضد عفونی کننده تولید کنه ——> مجانی بده به مردم

سلبریتی ما(ب.ب.) برای داروی قلابی کرونا تبلیغ کرده
——> پول گیرش بیاد ——> عطر شکیرا بخره!

 

اگه حال کردین، اینو هم بخونید: جوک‌های زن و شوهری

 

آغا محمد خان و خربزه آخر

میگن آغا محمد خان قاجار، از خیلی از جنگ‌ها جون سالم بدر برد، ولی آخر سر، جون خودشو 
رو به طرز خیلی ضایعی از دست میده.

شب تو شوشای آذربایجان اردو زده بودن که یهویی هوس خربزه میکنه.

ولی غلامان همه خربزه‌ها رو با اشتها خورده بودن، فقط پوست مونده بود و مختصری تخم.

آغا هم حکم قتل غلامان رو صادر میکنه. ولی با التماس یکی از فرماندهان، اجرا میوفته روز بعد. 

اون شب، غلامان با کمک همین آقای فرمانده، با چادر میرن تو چادر آغا و شوخی شوخی میکشنش.

به نظر شما آغا باید چه میکرد؟

1- جلوی شکم بی صاحبش رو می‌گرفت.

2- شبونه افرادش تمام هایپرمارکت‌ها رو میگشتن، خربزه‌ میاوردن. بلکه ویارش بخوابه.

3- جای خربزه، خیار کوفت میکرد.

4- در ظاهر از حکم میگذشت و به غلامان هرهر می‌خندید. ولی فردا به دارشون می‌کشید. 
کلی تماشاچی علاقمند هم میومدن و یک جشن ملی شاد و مفرح برگزار میشد.

5- جلوی چادرش، ایست و بازرسی میذاشت که هر خری عین گاو سرش رو نندازه پایین بیاد تو !

اشتها

اشتهات که باز نمیشه، انگار تمام درهای دنیا به روت بسته میشه.

مخصوصا اگه جشنی، عروسی چیزی دعوت باشی!

شوهرم میمون شده

همسر بیمار خطاب به پزشک : ” آقای دکتر به دادم برسین. شوهرم احساس میمون بودن میکنه.”

پزشک: ” خانم محترم. چیز مهمی نیست. یک مدت محلش نذارین درست میشه.”

همسر بیمار: ” آقای دکتر!  شورت همسایه رو از روی بند دزدیده پاش کرده.”
                ” دماغ اون‌ یکی رو گاز گرفته. برای زن یکی دیگه شکلک در آورده.”   
                ” خدا نکنه گشنه ش بشه! با جیغ جیغ از سوپر مارکت شیر موز میدزده.”
                 ” از طبقه پنجم تو کله مردم تف و سایر فرآورده‌های بیولوژیک میریزه. ”       

پزشک: ” بله متوجهم. محلش نذارین حله. در ضمن ویزیت بنده هم فراموش نشه.”

همسر بیمار: ” آخ ببخشین آقای دکتر. واقعا شرمنده‌ام.

یادم رفت بگم که پولای منو هم از تو کیفم سرقت می‌کنه! ”           .

کرونا بیچارم کرده

 صابخونه سر شبی زنگ زده میگه: “باید سیصد بزاری روش.”

میگم : “آخه تو این اوضاع کرونایی پولم کجا بود؟”

میگه: ” موقع قرارداد گفتی یک نفر آدمی، شب به شب میای خونه. 

آدم نبودی که هیچ! یک ماهه که بابت قرنطینه، هر روز صبح تا شب تو خونه‌ای.

بابا و کرونا

 

بابام رو موبایلم زنگ زده میگه: تو این کرونا رفتی سرکار؟!”

گفتم:”نگران من نباشین. جاهای شلوغ نمیرم.” 

گفت: ” نگران کابل شارژرم که داره خراب میشه. برگشتن حتما با مترو بیا. از دستفروشا 
یک دونه بگیری. قیمتاشون خیلی خوبه  “

واقعا نمی‌دونم لیاقت این همه محبت رو دارم یا نه!

درمان بی‌خوابی

هر وقت دچار بی‌خوابی میشم، تصور میکنم که فردا امتحان مهمی دارم و باید شبونه
سه چهار تا کتاب و جزوه رو بخونم.

ظرف ده دقیقه، به خواب ناز فرو میرم!

یخچال‌های جدید

این یخچال‌های جدید خیلی خوبن.

موجودی کل رو با وایفای می‌فرستن رو موبایلت.

لازم نیست برای چک موجودی، هر دقیقه تا آشپزخونه بری!

کرونا و خونه تکونی

مامانم از یک ماه مونده به عید، خیلی مهربون شده بود.

چون تو سناریوی خونه تکونی عید، برام نقش اول بازیگر مرد رو در نظر گرفته بود.

طفلی، کرونا پروژه اون رو هم با تعطیلی روبرو کرد.

در مصرف برق …

خانمه زنگ زده خونمون با عشوه میگه: ” عزیزم ما دستگاهی ساختیم که تا پنجاه درصد، مصرف برق رو کم میکنه.”

بابام اومد خودشیرینی کنه گفت: ” برو خانم دستگاه کی میخره!
ما خودمون کنتور رو انگولک کردیم، صددرصد مصرف رو کم کردیم.

خانمه لحنش رو خیلی تابلو وار ، عوض کرد و گفت:
” بله می‌دونیم. لکن می‌خواستیم خودتون هم اعتراف کنید. “

هیچی دیگه… الان چند روزه که بابام و کنتور برق رو با هم بردن. قراره جفتشون رو از اول
تنظیم کنن.

راننده تاکسی باهوش

مسافر: شما می‌دونی خیابون ایتالیا کجاست؟

راننده: اختیار دارین. من خودم بچه ایتالیام.

مسافر: جدا… ؟ ماشا ا… چه خوب فارسی یاد گرفتین!

عید دیدنی

” الو…سلام عزیزم، چاکرتم به مولا “

 ” کجایی ؟ دلم خیلی برات تنگ شده! ” 

” حتما بیا ببینمت. با خانواده بیا. ناهار بیا. اصلا از صبح بیا. میریم کله پاچه میگیریم… “

بعد از چند دقیقه …

” الو…الو ؟ اکبر آقا ببخشین. این آوای انتظار موبایلم بود! ما امسال هیچ برنامه‌ای برای 

دید و بازدید عید نداریم! “

تبلیغ عجیب غریب

“فقط یک ایرانی می‌تواند روی یک ایرانی بنشیند!”

“هموطن جنس ایرانی بخر!”

کارخانجات هاشم فرنگی – تولید انواع کاسه مستراح با تکنولوژی بومی 

قدرت رسانه‌ها

قدرت رسانه‌ها رو می‌خوای درک کنی؟

تو خونه کی سالاره؟ هر کی که کنترل تلویزیون دستشه!

هتل سه ستاره

بابام رفته بود هتل. در اثر جوگیری، ازشون خواسته بود ساعت پنج صبح بیدارش کنن.

ساعت شده بود پنج و نیم. کسی زنگ نزده بود.

عصبانی رفته پایین و با داد و بیداد گفته بود:” آقا شما چه‌می‌دونید، چه بسا با این سهل انگاری شما، قرارداد صد میلیارد تومانی رو از دست می‌دادم.

مسئول پذیرش هم با خونسردی جواب داده بود: ” آخه قشنگ، اگه تو پای امضای قرارداد 
صد میلیاردی بودی، شب تو هتل درپیت ما نمی‌خوابیدی!”

در انتخاب اسم دقت کنید

مدیر عامل شرکت آبجوسازی کرونا: ” ای بسوزه پدر بی‌دقتی! “

مدیر عامل سابق ایرانسل تو دلش: بازم خدا رو شکر “سل” خیلی وقته ریشه کن شده. 

وگرنه “ایران‌سل” هم تا حالا صد بار به فنا رفته بود. 

پیتزای نیمه آماده

پیتزا فقط نیمه آماده.

البته من هنوز آماده میخرم. ولی به همسایه‌ روبرویی میگم نیمه آمادست که آویزون نشه.

قبلا جوری نگاه میکرد که انگار درمان قطعی کرونا تو جعبه پیتزای منه!

طرف رو تو ده راه نمی‌دادن…

طرف رو به ده راه نمی‌دادن، سراغ کتخدا رو گرفت.

گفتن، کتخدا زمیناشو به تهرونیا فروخته رفته شهر. اونجا صاحب چندین شغل کاذب شده.

تهرونیا هم اومدن تو ده، شهرک لاکچری ساختن.

برا همین گیت گذاشتن، غریبه رو راه نمیدن

 

اگه حال کردین، اینو هم بخونید: جوک‌های بامزه و با ادبی

 

شباهت‌های کووید 19 با کوبیده 19(سانتی)

ساختار درونی و عناصر تشکیل دهنده جفتشون ناشناخته است.

هردوتاشون روی سطوح به مدت زیاد و بدون تغییر باقی میمونن.

دوتاییشون از راه دهان وارد و به این مفتی‌ها خارج نمیشن.
البته یکی در نیمه شمالی و دیگری در نیمه جنوبی بدن جا خوش میکنه.

برای خلاص شدن از دست هردوتاشون، باید خیلی زور بزنی. 

با کرونا شوخی نکنید

مسئولین بهداشتی از مردم خواستن که کرونا را جدی بگیرن.
منم معتقدم، به دلایل زیر اصلا نباید با کرونا شوخی کرد.

اگه با کرونا شوخی کنیم :

پررو میشه، دیگه نمیشه جمعش کرد.

شاکی میشه، دست به اقدامات خرکی میزنه.

خیلی پسرخاله میشه، دیگه نمیشه انداختش بیرون.  

در اثر شوخی قاه قاه می‌خندیم، کرونا از فرصت استفاده میکنه می‌پره تو حلقمون. 

بعدشم کرونا ویروس جا افتاده ایه. نوزدهمین کوویده برا خودش.
مثل اینکه بخوای با پاپ بندیکت شانزدهم شوخی کنی. اصلا قشنگ نیست.

کتاب صوتی

دیروز بابام پرسید: ” باز چرا هواکش دستشویی رو روشن گذاشتی؟ “

به شوخی گفتم: ” خواستم صدای قرقرش بیاد تنها نباشم “

هیچی دیگه… الان نسخه صوتی شاهنامه فردوسی رو دارم گوش میدم، ببینم چند بار
کلمه “رستم” تکرار شده.

راه‌های پیشگیری از کرونا:

1- در خانه بمانید و از رفتن به مکان، نقاط مشکوک و جاهای مرموز پرهیز کنید.

2- از هرگونه تماس، نشست و برخاست، دراز و نشست و سایر حرکات با افراد مشکوک
پرهیز کنید. حتی اگر با این افراد دوست و عاشق آنها هستید.

3- اگر مجبور به تماس هستید و کارتان خیلی گیر است، حتما از تماس حفاظت شده
استفاده کنید.

4-درصورتی که چند روز بعد از تماس، تغییراتی را در بدن خود مشاهده نمودید، بدانید که 
کار از کار گذشته و دسته گل به آب دادید. با قرص و درمان‌های الکی خود را گول نزنید و
ضمن اطلاع به فرد مشکوک، دوتایی دنبال راه‌حل اساسی باشید.

جرم سنگین

متهم به قاضی: آقای قاضی! من گناهی ندارم. من رو به‌خاطر چند تا بیت شعر گرفتن.

قاضی: پس چرا کله این آقا شکسته؟

متهم: آخه با کتاب شعر زدم تو کله‌اش. 

داروی کرونا از دید افراد گوناگون

بار فروش: میوه‌ بخورید.

داروخانه‌چی: قرص ویتامین دی بخورید.

آشکده سیدمهدی: مایعات گرم بخورید. 

سلطان شکر: چایی شیرین بخورید.

ساقی زبل: الکل بخورید.

گدای سمج: دود اسفند بخورید.

چلوکبابی سلطان جاده‌ها: گوشت خر بخورید.

 

دولت: فعلا برنامه‌ای برای توصیه خوردنی نداریم! ( اخبار رو از صدا و سیما پیگیری کنید )

محتوای تصویری

چند روز پیش به یک تاکسیه بلند گفتم مستقیم… عین اورانگوتان، فقط نگام کرد.

جلوتر دو تا خانم جوون با دست، علامت مستقیم رو نشون دادن.

تاکسیه عین اسب زورو، رو دو تا چرخ بلند شد و شیهه زنان رفت سوارشون کنه.

نتیجه اخلاقی اینکه محتوای تصویری ده برابر قوی‌تر از محتوای گفتاری عمل می‌کنه.

کمک خلبان

اگه آقای خلبان و کمکش، زن و شوهر باشن چه اتفاقی تو کابین میوفته؟

میشه عین وقتی که زن آدم تو ماشین، بغل دست نشسته باشه.

-حواست کجاست باز ؟ بپیچ به چپ، داری از کریدور خارج میشی.

-چه خبرته این همه ارتفاع گرفتی؟ یواش‌تر برو. مگه تو مقصد چه خبره؟

-سبقت نگیریا. از روبرو هواپیمای باری داره میاد.

-پس فردا خونه خاله شهین اینا دعوتیم. تو هم باید حتما بیای. 
برام مهم نیست که از شوهرخالم بدت میاد. 

-ضمنا اون کیف و کفش رو باید از فری شاپ فرودگاه برام بخری. برای مهمونی خاله شهین می‌خوام. 

-باز کیه پای بیسیم؟ یک ساعت داری صحبت میکنی؟ نیشت چرا باز شده؟

-چیه هی داری از آینه کابین هواپیما عقبی رو نگاه میکنی؟ خجالت نمی‌کشی؟

-کجا داری میری؟ دوباره نری با مهموندارا هره کره کنی. هواپیما رو ول میکنم میام جرت میدما !

دوش وقت سحر از غصه نجاتم دادند / واندر آن ظلمت شب آب حیاتم دادند

یعنی اگه غصه داری باید صبح زود، خروس نخونده به جناب دوش پناه ببری.

فقط حواست باشه از آب دوش نخوری، ممکنه کرونا بگیری. تو اون ظلمت شب هم
بیمارستان خلوت پیدا نمیشه.

 

حتما بخوانید: جوکهای باحال و با نمک

 

پارلمان

پارلمان جاییست که همه با هم حرف می‌زنند

هیچ‌کس گوش نمی‌دهد

و بعدا همه مخالفت می‌کنند

اسنپ فود زنده زنده لایو می‌رود

ظاهرا اسنپ فود، مراحل آماده سازی غذا را زنده پخش می‌کنه تا خیال سفارش دهندگان 
از بابت کرونا راحت باشه. این مورد سبب بروز حوادث بامزه‌ای هم شده.

اولی به دومی: راستی دخترت عقد کرد؟

دومی: نه بابا بهم خورد.

اولی: چطور؟

دومی: داماد گفته بود مدیرعامل اسنپ فوده. تو لایو دیدیم داره تو آشپزخونه پیاز پوست می‌کنه!

بخاطر کرونا

بخاطر کرونا یا باید دستانت را بشویی یا از زندگی دست بشویی!

سوء استفاده از کرونا

دیروز رفتم در خونه پدرزن سابقم. 

با داد و بیداد گفتم: ” میدونی از هم پاشوندن زندگی یعنی چی مرتیکه الدنگ؟ “

در حالیکه ماسک زده بود از پشت پنجره فقط نگام می‌کرد و انگشت وسطیش رو نشون می‌داد.

خدا کنه این قرنطینه حالا حالا تموم نشه. چون مطمئنم بعدش یک نفر به کشته‌های کرونا
اضافه میشه!

همه چیز نیمه آماده

پیتزا فروشیه، پیتزای نیمه آماده می‌فروشه تا مردم بذارن تو فر . میگه کروناش کشته میشه.

سایر اصناف هم دست به خلاقیت زدن.

میوه فروشه، گوجه فرنگی و موز نرسیده بهم داده. میگه بذار زیر آفتاب برسه،
کروناش هم کشته میشه. 

خشکشوییه لباسا رو خیس آورده دم خونه. میگه زیر افتاب پهن کنید کروناش کشته میشه.

تاکسیه امروز وسط راه بزور پیادم کرده. میگه زیر آفتاب پیاده برو، کرونات کشته میشه.

خیاطه زنگ زده، میگه کت شلوارت آماده است. فقط خودت تو خونه اتو بزن،
کروناش کشته میشه.ضمنا دور دوزی آستین و کوک خشتک هم با خودته. 

آخه تجمع کرونا تو نواحی مرطوب زیاده!

اورست کجاست؟

مرده داشت مسابقه فوتبال حساسی رو از تلویزیون میدید.

پسرش ازش پرسید: ” بابا اورست کجاست؟ “

مرده که حواسش به تلویزیون بود گفت: ” از ننت بپرس که هرچی رو برمی‌داره،
سرجاش نمیذاره! 

بدهکار کرونایی

به طرف زنگ زدم میگم پولم رو بده.

میگه کرونا گرفتم تو بیمارستان قرنطینه شدم.

میگم پس این آهنگ دامبولی دیمبو چیه تو پس زمینه؟

میگه این‌ها کادر زحمتکش درمانی هستن دارن بهم روحیه میدن!

فضول هرگز بازنشست نمیشه

به فضوله گفتن : ” اگه نصف دنیا رو بهت بدیم، دست از فضولی برمیداری؟ “

سریع جواب داد: ” نصف دیگش رو به کی می خواین بدین؟ “

تماشاگرنماها

افرادی هستند که در نیمه اول به تیم حریف، فحش‌های خاردار میدن.

در نیمه دوم، به داور فحش‌های کش‌دار میدن.

در اواخر بازی، وقتی تیمشون داره می‌بازه، در افشانی‌های بالا رو با نون اضاف، 
به خورد تیم خودشون میدن.

خرید لباس

دیروز زنم گفت: ” اگه اون لباسه رو برام نخری، دیگه منو نمی‌بینی.”

با خوشحالی پرسیدم چطور؟

دوباره گفت: ” آخه جفت چشماتو از کاسه درمیارم.”

آزمایش‌های موشکی

اولی به دومی: می‌دونی بیشترین علت شکست آزمایشهای موشکی در آمریکا چیه؟

دومی: اشتباه اپراتور

اولی: آفرین. آخه قند خونشون حین آزمایش می افته پایین

دومی: چطور؟

اولی: اسم آزمایش که میاد جوگیر میشن، ناشتا میان سر کار !

بلیط تئاتر

یکی از کارگردانهای معروف تئاتر، دو تا بلیط هدیه برای رئیس پلیس شهر فرستاد و 
در دعوتنامه به کنایه نوشت: ” می‌توانید شب اول با دوست‌تان تشریف بیاورید، 
البته اگر دوستی داشته باشید.

رئیس پلیس هم در پاسخ نوشت: ” با این حساب شب دوم می‌آیم، 
البته اگر شب دومی در کار باشد.”

فقط پندار تو !

آری فقط پندار توست که جهان را می‌سازد.

مرده‌ شور پندارت رو ببرن که جهان رو به گند کشیده!

گاهی بهتره …

گاهی بهتره چشماتو ببندی.

اگه می‌تونی دماغت رو هم بگیر.

دستشویی پارکه دیگه. کاخ ورسای که نیست!

از خانواده به آدم نزدیک‌تر

نزدیکترین آدمها به همدیگه، مسافران مترو (قبل از شیوع کرونا) هستن که همیشه
تو حلق هم جا دارن!

فیزیک خیلی آسونتر میشد اگر …

درس فیزیک می‌تونست خیلی آسونتر بشه، اگه به جای سیب، 
خود نیوتون از درخت می‌افتاد پایین.

سلفی با برج العرب

برای حضور در برج العرب و گرفتن سلفی، فقط سه راه دارید:

– تور لاکچری دبی

– بلیط ورودی به برج العرب

– آشنایی با فتوشاپ در سطح حرفه‌ای

داروخونه عجیب

امروز رفتم داروخونه.

بزرگ نوشته بود: ” ماسک، ژل ضد عفونی، سابلون، پنبه الکلی، الکل، … موجود است.”

اصلا قابل درک نیست تو این شرایط! خواهشا مسئولین رسیدگی کنند.

شباهت کرونا با ازدواج

1-بعد از ابتلا به هر دو، سریعا باید بری شمال، یا یک خراب شده دیگه. تو خونه نمیشه بمونی

2-هر دو، تا یک هفته علائمی ندارند. بعد از یک هفته، آدم میفهمه چه بلایی سرش اومده.

3- بهترین علاج هر دو، پیشگیری است.مخصوصا از وقتی که طلاق رو سهمیه بندی کردن.

کی پشت کیه؟

پشت هر مرد موفق، زنی است که نتونسته جلوی موفقیت اون رو بگیره.

پشت هر مرد موفق (مجرد)، زنانی هستند که هنوز نتونستن اون رو به دام بندازن.

دلیل شیوع کرونا

چینی‌ها کرونا رو گذاشته بودن زیر میکروسکوپ. گنده میشه، با لات بازی فرار میکنه.

امان از دست این بزرگترا

داداش بزرگم همیشه میگفت: “اینقدر به‌فکر مراقبت از پول‌هات نباش. یکم فکر سلامتی‌ات باش.”

به حرفش گوش دادم . بعدش فهمیدم پولی برام باقی نمونده .

آخه همه رو بالا کشیده بود.

تحفه‌ای از برای حاکم

روزی ملا نصرالدین، از باب خودشیرینی یک سینی پر از گوجه فرنگی، برای حاکم شهر برد.

اتفاقا حاکم از موضوعی بسیار عصبانی بود و دستور داد تا گوجه‌ها را بر سر و صورت ملا کوبیده و
در اعضا و جوارح او فرو برند تا دق دلیش خالی شود.

ملانصرالدین با دیدن این وضع، بسیار خوشحال شد و مکرر شکر خدا را بجا آورد.

حاکم از او پرسید: مردک دیگر چرا خدا را شکر میکنی؟

ملا پاسخ داد: خدا را شکر می‌کنم که به‌جای گوجه فرنگی از برایتان خیار نیاوردم. 

ریگی به کفش

همه مردم ریگی به کفش دارند، به جز پابرهنه‌ها.

عینک بابا

پسر نفس زنان: مامان مامان! بازم بابا بدون عینکش رفته سر کار؟

مامان: آره پسرم. از کجا فهمیدی؟

پسر: سرایدار میگه بابا با ماشین رفته تو در پارکینگ.

قبلش هم زده تو گوش سرایدار و بهش گفته: “پدر سگ باز دیشب دیر اومدی خونه؟
کولر رو هم که تا صبح روشن گذاشته بودی.” 

امید

آدمی به امید زنده است و امید، خود در بند عشق آرزو گرفتار است.

کاشف الکل

کاشف الکل رازی بود و مصرف کنندگان راضی‌تر!

کیف قاپی تو روز روشن

اولی به دومی: دیروز دم خونمون، سه نفر داشتن کیف یک پیرزن بیچاره رو میزدن.
طفلی نیم ساعت تقلا کرد. خیلی دردناک بود.

دومی: حتما تو هم با دزدا درگیر شدی.

اولی: راستش نه. آخه طرف مادرزنم بود!

بنی آدم

بنی آدم اعضای یکدیگرند، البته به جز وکلا!

خندیدن بچه‌ها

ما و دکارتیسم

دکارت: من فکر می‌کنم، پس هستم

پدر خونه: کولر رو خاموش می‌کنم، پس هستم

مادر خونه: “یالا پاشو تنه‌لش، لنگ ظهره. اطاقتو هم تمیز کن. دنبال زن هم بگرد جدی‌تر،
سی سالته”. پس هستم

زن خونه: “شام نداریم. مگه رستورانه! کفشات تو جاکفشی. شلوارت رو آویزون کن. 
اخبار نمی‍‌شه ببینی. چند ده میلیون بده خرید دارم. ماشین رو هم درست کن”. پس هستم

راننده مترو: من ایستگاه طالقانی نگه نمی‌دارم، پس هستم

راننده اتوبوس: در عقب رو نمی‌زنم تا مجبور بشی از جلو سوار بشی. پس هستم 

مسئول دستشوئی عمومی: دو تا از دستشوئی‌ها رو، به بهانه خرابی قفل می‌کنم. پس هستم

پلیس راهنمایی: اعمال قانون با جرثقیل می‌کنم، پس هستم

نونوا: نونها رو می‌سوزونم، پس هستم

مکانیک: ماشینها رو خرابتر از روز اول تحویل مشتری میدم، پس هستم

کارمند اداره: “امروز برو فردا بیا”. پس هستم.

گربه حیوان نانجیبی است

مرد به دوست(دختر)ش: تو هیچ‌وقت دلت نخواسته که یک گربه بامزه تو خونه داشته‌باشی؟

برات میو میو بکنه، بهت زل بزنه، غذاشو تا ته بخوره بعدش ظرف رو لیس بزنه…

دختر: خیلی خوب دیگه اینقده خودتو کوچیک نکن. باهات ازدواج می‌کنم.

آدرس بیمارستان

روزی یک پیرمرده از خانم میانسالی پرسید؟ ببخشید نزدیکترین راه به بیمارستان کدومه، مادر؟!

خانمه جواب داد: نزدیکترین راهش اینه که یک بار دیگه به‌من بگی مادر!

امتحان رانندگی

پارمیدا: خوب شهلا جونم این بار گواهینامه‌ات رو گرفتی؟ بعد از هفده بار امتحان؟

شهلا: والا هنوز معلوم نیست. نتیجه امتحان عملی رو ندادن. 
آخه حین امتحان عملی، تصادف شدید کردیم، افسره حافظه‌اش رو از دست داده! 

سمعک 

به زنم گفتم سمعک بخر، بشنوی من چی میگم. اینقدر هوار نکشم.

میگه سمعک پنج میلیون تومنه. 

اگه اراجیفت به اندازه پنج میلیون می‌ارزه، سمعک بخرم!

دزد ناشی

اولی به دومی: نترسیدی دزده روت چاقو کشید؟

دومی: نه بابا! یارو حرفه‌ای نبود. هنوز رو چاقوش اثر کره بادوم زمینی بود.

یک سوال و چند جواب فلسفی 

اوضاع کسب و کار چطوره؟

مامور آسانسور: والا این روزا بالا و پایین، زیاد داره 

راننده: خیلی چاله چوله داره

مهندس: اصلا میزان نیست

خیاط: مثل شلوار خشتک پاره می‌مونه

کشاورز: داره رشد میکنه

راننده جرثقیل: می‌کشه بالا

شاطر نونوایی: داغه

مشاور کسب و کار: خوبه، اگه یک مشاور خوب کنارتون باشه

دکتر: چیزی نیست خوب میشه. نشد جراحی لازم داره!

مقصد عجیب

فرمانده سفینه: خوب بچه‌ها آماده شین. مقصد بعدی خورشیده.

پرسنل سفینه: ولی کاپیتان این غیر ممکنه. خورشید خیلی داغه.

فرمانده سفینه: می‌دونم احمقا. قراره شب فرود بیایم!

لطیفه و جوک

هرگز از یک خانم سنش رو نپرس!

اولی: ببخشین شما چند سالتون بود؟

دومی: شما هنوز یاد نگرفتین که از یک خانم نباید سنش رو بپرسین؟!

اولی: درست می‌فرمایید. راستی آدرس ایمیلتون رو می‌گین؟

دومی: mahsa_1977@gmail.com

رئیس کودن

مشتری به کارمند: آقا درسته میگن رئیس این اداره یک کودن بی‌عرضه است؟

کارمند: تو می‌دونی من کی هستم؟

مشتری: نه کی هستی؟

کارمند: من برادرزاده رئیسم

مشتری: تو فکر می‌کنی من کی هستم؟

کارمند: هنوز نمی‌دونم

مشتری: پس حسابی شانس آوردم!

دوست زیبای من 

دوست من خیلی زیباست!

آدم که نگاهش میکنه، انگار تو ماشین داره کتاب می‌خونه.

ده دقیقه اول قابل تحمله، ولی بعدش آدم حالش بهم می‌خوره!

خون رو با خون باید شست 

این عقیده پدر من بود. 
برای همین کارش رو تو اطاق عمل بیمارستان از دست داد!

مسابقه باحال

اولی به دومی: به به! چه ساعت قشنگی! تازه خریدی؟

دومی: نخریدم . تو یک رالی نفس‌گیر بردم .

اولی: آفرین! چند نفر بودین تو این رقابت؟

دومی: والا… فقط سه نفر. من ، پلیس و صاحب ساعت!

آرزوی عجیب

گاهی آرزو می‌کنم اختاپوس بودم.

چون هم‌زمان می‌تونستم هشت نفر رو بزنم ناکار کنم!

توصیه بهداشت روانی

درهنگام عصبانیت، نفس عمیقی بکشید و تا ده بشمرید.

تا هشت که رسیدید، به دیوار مشت محکمی بکوبید.

عصبانیت شما کامل تخلیه می‌شود.

تغییرات اقلیمی

دنیا روز به روز پر میشه از تلفن‌های هوشمند‌تر و آدم‌های کودن‌تر! 

شاگرد پر رو

معلم به شاگرد: چرا وسط درس من حرف می‌زنی؟

شاگرد: شما چرا وسط حرف من درس میدین؟

خیلی خنده دار

قانون بقا

عشق در آقایان نه بوجود میاد و نه از بین میره.
بلکه از شخصی به شخص دیگر منتقل میشه !

متهم عجیب

قاضی به متهم : جای تاسفه! من نمیفهمم چرا جامعه این شکلی شده.
خیلی از این اختلافات می‌تونه بیرون از دادگاه، بین طرفین حل و فصل بشه .

متهم: اتفاقا ما هم داشتیم همین کار رو می‌کردیم که پلیس دستگیرمون کرد. 
تازه تیزی‌هامون رو هم توقیف کرد . 

 

حتما بخوانید: دیکشنری فارسی به فارسی ( طنز )

 

 

تاخیر

اولی به دومی: چرا اینقدر دیر کردی ؟

دومی : آخه سر راه یکی صد دلاری گم کرده بود . 

اولی : آهان! کمکش کردی پیدا کنه ؟

دومی : نه راستش … من پام رو صد دلاریه بود . 

زیباترین صبح

اگر می‌خواین صبحتون زیبا بشه، بعد از بیدارشدن سعی کنید کسی رو در آغوش بگیرید . 
البته به‌شرط اینکه تو سلول زندان نباشید!

شامپو

شامپوها هم به تبعیض جنسیتی دچار شدند.

شامپوی خانمها : مخصوص موهای فرفری ، تیره و خشک

شامپوی آقایون : مناسب جهت شستن سر، بدن، ظروف و کارواش (4 کاره!)

خنده و مزاح

کار خرابی

اگه پرنده رو لباستون کار خرابی کرد ، ناراحت نشید.

برید خدا رو شکر کنید که گاو بالدار نداریم.

شاگرد زرنگ

معلم رو به شاگردان: خوب کی سوال بعدی من رو جواب می‍ده؟
هر کی جواب بده ، میتونه بره خونه .

در این لحظه یکی از شاگردان ، کیفش رو به بیرون پرتاب کرد .

معلم : کدوم احمقی همچین کاری کرد ؟

شاگرد شیطون : آقا ما بودیم . الان هم با اجازتون داریم میریم خونه!

دزد بانک

تو آمریکا، یک زن برهنه دست به سرقت بانک زد.

هیچ وقت هم نتونستن دستگیرش کنن . 

چون هیچ کس صورت اونو به خاطر نمی‌آورد . 

آدمهای الکلی

پسر : پدر جان! آدمهای الکلی چجوری هستن؟

پدر : والا پسرم این 4 تا درخت رو می‌بینی؟ اونها 8 تا درخت می‌بینن.

پسر : ولی پدر اینجا که 2 درخت بیشتر نیست!

پسر شیطون

زن به شوهر: هر وقت پول میذارم تو کیفم ، این بچه درجا بر می‌داره.
دیگه نمی‌دونم از دستش چیکار کنم .

شوهر : پول‌ها رو بذار لای کتابای مدرسه‌اش. مطمئن باش دستش به پول‌ها نمی‌رسه!

پیغام گیر 

دیروز به یکی از دوستام زنگ زدم . خونه نبود.تلفن رفت روی پیغام گیر .

“با سلام.تصمیم گرفتم تغییر کنم و افراد آویزون لجن رو از دایره
زندگیم بیرون بریزم. اگر بعدا با شما تماس نگرفتم ، دلیلش اینه . “

خوراک زبان

مشتری : گارسون این چه غذاییه که برام آوردی؟

گارسون : خوراک زبان قربان.

مشتری : نه من اینو نمیخوام . من نمی‌تونم غذایی بخورم که از دهن حیوونا بیرون میاد .
برام چند تا تخم مرغ پخته بیار !

خنده

جوجه خروس

همسایه اول : سلام خوبی همسایه . چه گودال گنده ای داری می‌کنی . چی شده ؟

همسایه دوم : هیچی جوجه خروسم مرده . می‌خوام دفنش کنم.

همسایه اول : ولی این گودال برای جوجه یکم بزرگه.

همسایه دوم : آخه جوجه منو ، گربه بی‌شعور تو خورده! 

باتری 

تفاوت زن با باتری چیه ؟

باتری اقلا یک سر مثبت داره.

بومرنگ

اون چه جور بومرنگیه که وقتی می‌اندازی ، بر نمی‌کرده؟

“عصا”

دوستی از نوع دیگر

 

اولی به دومی : تو قبل از من، دوست دیگری هم داشتی ؟

دومی: معلومه که نه! چرا شما پسرا همتون این سوال رو می‌پرسین؟

فک زدن 

دختر خونه بعد از نیم ساعت فک زدن با تلفن ، قطع کرد و گوشی رو گذاشت .

پدرش گفت : خیلی عجیبه! معمولا زیر دوساعت حرف نمی‌زدی. چی شده ؟

دختر جواب داد: ” آخه پدر ، شماره اشتباهی رو گرفته بودم.”

کمک در خانه

پدر به پسر: لندهور! امروز خونه بودی چه کمکی به مادرت کردی؟

پسر: والا، ظرفها رو با دستمال خشک کردم .

دختر خونه: من هم ظرفهای شکسته رو جارو کردم . 

 

حتما بخوانید: شوخی شوخی با متون ادبی هم شوخی ؟ ( طنز )

 

معجزه

رییس به کارمند: تو به معجزه اعتقاد داری ؟

کارمند: راستش نه زیاد

رییس:من از دیروز خیلی اعتقاد پیدا کردم . 

دیروز صبح گفتی عمت مرده و داری میری مراسم خاکسپاری.

جالبه همین که رفتی، عمت اومده بود دنبالت می‌گشت.

مرخصی 

کارمند: ببخشین قربان ممکنه فردا رو بهم مرخصی بدین ؟ می خوام برم مادرزنم رو ببینم .

رییس: نه! متاسفانه امکانش نیست.

کارمند:خیلی خیلی ممنون ازتون. واقعا شما درک بالایی دارین .

راز های پولدار شدن 

برای پولدار شدن سه راه عمده وجود داره 

-پدرت پولدار باشه 

-پدر خودتو در بیاری 

-پدر مردم رو در بیاری 

تفاوتهای آب گاز دار و گاز آبدار

اولی رو از فقط از فروشگاه می‌گیرن ، دومی رو از هرجا میشه گرفت. بخصوص از …

اولی رو با دست می‌گیرن ، دومی رو با دندون

اولی فعلا درد و سوزشی نداره تا ببینیم اوضاع تورم و گرونی چی میشه . 

دومی با درد و سوزش همراهه 

اتوبوس 

دیروز تو اتوبوس یک زنه سرم جیغ زد. 

می پرسین چرا ؟ نمیدونم والا.خوابیده بودم برای خودم . 

واقعا شغل ما راننده اتوبوس ها، خیلی سخته!

شباهت های سفر به “متل قو”  و  دور – دور در “اندرزگو”

1- معمولا هر دو ، دور از چشم خانواده صورت می گیره

2-در هر دو ترس از پلیس وجود داره . اولی به دلیل عدم رعایت فاصله مجاز با
ماشین جلویی و دومی به دلیل عدم رعایت فاصله مجاز با بغل دستی

3- هر دو در کوتاه مدت به کافی شاپ/ قهوه خانه بین جاده ای و
در دراز مدت به مراکز اقامتی غیر رسمی ، ختم می‌شوند  

4-در هر دو ماشین مدل بالا ، شرط لازم و کافی و محسوب میشه.

5-در هر دو عزیزان عجله زیاد و سرعت وصف ناپذیری دارند.
دانشمندان هنوز در کف دلایل این امر هستند.

پنجره ای رو به فضا

آخرین پیام ارسالی از سفینه منفجر شده در فضا :

“بچه ها باز صبحونه چی‌ خوردین ؟ پنجره رو باز می‌کنم بوی گند بره بیرون!”

شباهت قطار با منتقد 

هر دو مثل بولدوزر از روی آدم رد میشن . 

پدر بیمار

پدر حالش خیلی بد بود و مشغول استراحت در اطاق خواب بود . همه اعضای 
خانواده رو یکی یکی چک می کرد . 

-همسر عزیزم ، تو اینجا با منی ؟

-دختر قشنگم ، تو اینجا با منی ؟

-پسرای لندهورم ، شماها هم هستین خبر مرگتون ؟

همه جواب مثبت دادن . 

بعدش پدر گفت ” پس تلویزیون و چراغ پذیرایی برای کی روشنه ؟”

مردان غربی در گذر زمان 

سال 1845 : الان یک بوفالوی وحشی رو شکار کردم .

سال 1952: الان سقف خونه رو تعمیر کردم .

سال 2007: الان با کرم موبر، پاهام رو شیو کردم. خیلی ژولی پولی شده بود . 

3 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *