به جوک خندیدن

مقدمه

جوکهای جدید، از منابع مختلف داخلی و خارجی جمع‌آوری شده تا بلکه بتواند موجبات انبساط 
خاطر خوانندگان عزیز را، برای دقایقی فراهم آورد. 

آدرس بیمارستان

روزی یک پیرمرده از خانم میانسالی پرسید؟ ببخشید نزدیکترین راه به بیمارستان کدومه، مادر؟!

خانمه جواب داد: نزدیکترین راهش اینه که یک بار دیگه به‌من بگی مادر!

امتحان رانندگی

پارمیدا: خوب شهلا جونم این بار گواهینامه‌ات رو گرفتی؟ بعد از هفده بار امتحان؟

شهلا: والا هنوز معلوم نیست. نتیجه امتحان عملی رو ندادن. 
آخه حین امتحان عملی، تصادف شدید کردیم، افسره حافظه‌اش رو از دست داده! 

دختر زشت 

روزی دختر زشتی به نامزدش گفت: میدونی شباهت من و آفتاب تابان چیه؟

نامزدش بی‌درنگ گفت: والا به جفتتون فقط از پشت شیشه دودی، میشه نگاه کرد.

دیار جنون

زن به شوهر: اگر من بمیرم، چیکار می‌کنی؟

شوهر: بی تو عشقم، سر به دیار جنون خواهم‌گذاشت.

زن: خالی نبند بابا! سریع میری زن دوم می‌گیری. 

شوهر: هرگز! عمرا تا این حد مجنون شوم.

پاسخ محکمه پسند

قاضی: خانم محترم! حالا چرا با ماهی‌تابه زدین تو سر شوهرتون؟

خانم: خب چیکار کنم آقای قاضی؟ زورم نمیرسید اجاق گاز رو بلند کنم!

سمعک 

به زنم گفتم سمعک بخر، بشنوی من چی میگم. اینقدر هوار نکشم.

میگه سمعک پنج میلیون تومنه. 

اگه اراجیفت به اندازه پنج میلیون می‌ارزه، سمعک بخرم!

دزد ناشی

اولی به دومی: نترسیدی دزده روت چاقو کشید؟

دومی: نه بابا! یارو حرفه‌ای نبود. هنوز رو چاقوش اثر کره بادوم زمینی بود.

بستنی آی بستنی

مشتری به گارسون: آقا بستنی‌هاتون چه طعم‌هایی دارند؟

گارسون در حالی‌که با صدای خفه و به‌سختی صحبت میکرد: شکلات، وانیل، توت‌فرنگی

مشتری که می‌خواست الکی همدردی کنه: آخی! آقا شما لارنژیت دارید؟ 

گارسون: نه خانم عرض کردم. ما فقط شکلات، وانیل و توت‌فرنگی داریم! 

یارهای جدا نشدنی

من و همسرم دو یار جدانشدنی هستیم.
به‌خصوص در هنگام کتک‌کاری!
(همسایه‌ها بیچاره میشن تا جدامون کنن)

هتل پر سرعت

مسئول پذیرش: ببخشین قربان خیلی معطلتون کردم؟

مسافر بدبخت: نه خواهش می‌کنم.
می‌دونستین تو کاشی‌کاری سقف اینجا، 3980 قطعه کاشی استفاده‌شده؟!

یک سوال و چند جواب فلسفی 

اوضاع کسب و کار چطوره؟

مامور آسانسور: والا این روزا بالا و پایین، زیاد داره 

راننده: خیلی چاله چوله داره

مهندس: اصلا میزان نیست

خیاط: مثل شلوار خشتک پاره می‌مونه

کشاورز: داره رشد میکنه

راننده جرثقیل: می‌کشه بالا

شاطر نونوایی: داغه

مشاور کسب و کار: خوبه، اگه یک مشاور خوب کنارتون باشه

دکتر: چیزی نیست خوب میشه. نشد جراحی لازم داره!

مقصد عجیب

فرمانده سفینه: خوب بچه‌ها آماده شین. مقصد بعدی خورشیده.

پرسنل سفینه: ولی کاپیتان این غیر ممکنه. خورشید خیلی داغه.

فرمانده سفینه: می‌دونم احمقا. قراره شب فرود بیایم!

لطیفه و جوک

مسافر خسیس

مسافر به راننده تاکسی: کرایه تا فرودگاه چقدر میشه؟

راننده تاکسی: 10 دلار قربان

مسافر: برای چمدان چقدر؟

راننده: هیچی قربان . چمدان رو مجانی می‌برم

مسافر: خیلی خوب. چمدان رو ببر . من پیاده میام!

سخنران حاضر جواب

خانم نشسته در ردیف اول خطاب به سخنران: هیچ معلومه این اراجیف رو از کجاتون در میارید؟
واقعا با این حرفاتون روی مخ من هستید.
اگر شوهر من بودین، حتما توی نوشیدنی‌تون سم می‌ریختم.

سخنران: خانم عزیز ! اگر شما همسر بنده بودین، حتما آن سم را می‌خوردم!

هرگز از یک خانم سنش رو نپرس!

اولی: ببخشین شما چند سالتون بود؟

دومی: شما هنوز یاد نگرفتین که از یک خانم نباید سنش رو بپرسین؟!

اولی: درست می‌فرمایید. راستی آدرس ایمیلتون رو می‌گین؟

دومی: mahsa_1977@gmail.com

سوال منطقی

وقتی یک معلم نمی‌تونه به‌تنهایی تمام درس‌ها رو ارائه بده و هردرسی برای خودش معلم
جداگانه داره،چطور توقع دارین یک بچه دبیرستانی تمام درس‌ها رو به‌تنهایی یاد بگیره؟؟ 

پدر خسیس

معلم به شاگرد: فرض کن یک دلار ته جیبت داری. یک دلار دیگه هم از پدرت می‌گیری.
الان سرجمع چند دلار داری؟

شاگرد: یک دلار.

معلم: تو حساب خیلی ضعیفی.

شاگرد: آقا اجازه؟ شما هم تو شناخت پدر ما خیلی ضعیفی!

 

باز مدرسم دیر شد

معلم به شاگرد: باز چرا دیر کردی:

شاگرد: آقا تقصیر این علائم راهنمایی رانندگیه

معلم: کدوم علائم؟

شاگرد: به مدرسه نزدیک می‌شوید. آهسته برانید!

رئیس کودن

مشتری به کارمند: آقا درسته میگن رئیس این اداره یک کودن بی‌عرضه است؟

کارمند: تو می‌دونی من کی هستم؟

مشتری: نه کی هستی؟

کارمند: من برادرزاده رئیسم

مشتری: تو فکر می‌کنی من کی هستم؟

کارمند: هنوز نمی‌دونم

مشتری: پس حسابی شانس آوردم!

اشتباه بزرگ

با پدرم رفته‌بودیم کلاس “جادوی فکر .”

استاد می‌گفت:”بزرگترین اشتباه زندگیتون رو در آغوش بکشید و مسئولیت اون رو قبول کنید.”

پدرم ناگهان جلوی اون همه آدم، من رو محکم بغل کرد!

پسورد

پسورد همه سایت‌ها باید هشت تا کاراکتر داشته‌باشه.

برای همین من سفید برفی و هفت کوتوله رو به‌عنوان پسورد انتخاب کردم.

دوست زیبای من 

دوست من خیلی زیباست!

آدم که نگاهش میکنه، انگار تو ماشین داره کتاب می‌خونه.

ده دقیقه اول قابل تحمله، ولی بعدش آدم حالش بهم می‌خوره!

خون رو با خون باید شست 

این عقیده پدر من بود. 
برای همین کارش رو تو اطاق عمل بیمارستان از دست داد!

مسابقه باحال

اولی به دومی: به به! چه ساعت قشنگی! تازه خریدی؟

دومی: نخریدم . تو یک رالی نفس‌گیر بردم .

اولی: آفرین! چند نفر بودین تو این رقابت؟

دومی: والا… فقط سه نفر. من ، پلیس و صاحب ساعت!

آرزوی عجیب

گاهی آرزو می‌کنم اختاپوس بودم.

چون هم‌زمان می‌تونستم هشت نفر رو بزنم ناکار کنم!

توصیه بهداشت روانی

درهنگام عصبانیت، نفس عمیقی بکشید و تا ده بشمرید.

تا هشت که رسیدید، به دیوار مشت محکمی بکوبید.

عصبانیت شما کامل تخلیه می‌شود.

تغییرات اقلیمی

دنیا روز به روز پر میشه از تلفن‌های هوشمند‌تر و آدم‌های کودن‌تر! 

مسافر از خود راضی

تو یکی از پروازهای ساوت وست به مقصد نیویورک، خانمی که بلیط معمولی داشت،
نشسته بود قسمت فرست کلاس و تکون نمی‌خورد . 

مذاکره مهماندار و کمک خلبان هم نتیجه نداد . 

بعد از مدتی خود خلبان اومد و چیزی در گوش خانمه گفت و رفت.
خانم از خود راضی دوان دوان به قسمت معمولی رفت و سرجای خودش نشست. 

مهماندار از خلبان پرسید :” به اون خانم چی گفتین که رفت سرجاش نشست؟”

خلبان پاسخ داد:” گفتم قسمت فرست کلاس، در نیویورک توقف نداره!”  

شاگرد پر رو

معلم به شاگرد: چرا وسط درس من حرف می‌زنی؟

شاگرد: شما چرا وسط حرف من درس میدین؟

زن‌های پرخرج

اولی به دومی: دیشب تو پارک، شاخه درخت خورد به چشم زنم. هیچی پونصد پیاده شدیم.

دومی: برو خدا رو شکر کن. پریشب تو پاساژ، سرویس جواهر خورد به چشم زنم.
پنج ملیون پیاده شدیم !

خیلی خنده دار

قانون بقا

عشق در آقایان نه بوجود میاد و نه از بین میره.
بلکه از شخصی به شخص دیگر منتقل میشه !

متهم عجیب

قاضی به متهم : جای تاسفه! من نمیفهمم چرا جامعه این شکلی شده.
خیلی از این اختلافات می‌تونه بیرون از دادگاه حل و فصل بشه .

متهم: اتفاقا ما هم داشتیم همین کار رو می‌کردیم که پلیس دستگیرمون کرد. 
تازه تیزی‌هامون رو هم توقیف کرد . 

دعای داماد

عروس و داماد، بعد از عقد در کلیسا ، به دره خدایان رفتند تا قبل از شروع زندگی مشترک،
هر کدوم یک آرزو بکنند.

داماد تو دلش دعایی کرد و یک سکه ده سنتی به داخل دره انداخت .

عروس هم دعا کرد و می‌خواست سکه رو پرتاب کنه که تعادلش به‌هم خورد و خودش
به ته دره پرتاب شد.

دامادخنده موذیانه‌ای کرد و زیر لب گفت:”عجب! فکر نمی‌کردم به این زودی دعام مستجاب
بشه !”

مسافر عجیب

خلبان خطوط ساوت وست ناگهان متوجه شد که عمه اش جزو مسافرین پروازه . 

برای خودشیرینی دستور داد که یکی از مسافرین فرست کلاس رو جابجا کنن تا بجاش
عمه خانم بنشینه.

یکم بعد دچار عذاب وجدان شد و تصمیم گرفت از مسافر بدبخت عذر خواهی کنه . 

خلبان به مسافر: ” سلام من کاپیتان هستم و از این تغییر ایجاد شده عذر خواهی می‌کنم.”

مسافر ” سلام . من هم مدیر عامل جدید ساوت وست هستم ! ” 

پول مشکوک

پسر شیطون یک پنجاه دلاری رو آورد خونه و ادعا کرد توی پارک پیدا کرده.

مادرش پرسید : مطمئنی این گم شده بود؟

پسرک جواب داد: آره بابا مطمئنم . حتی یکی رو دیدم که داشت دنبالش می‌گشت ! 

مادرزن عزیز

زن به شوهر ( با جیغ جیغ ) : تو لیاقت من رو نداری . اصلا در حد من نیستی !

باید به حر ف مادرم گوش می‌دادم و زن تو نمی‌شدم.

شوهر : یعنی مادرت داشت از ازدواج ما جلوگیری می‌کرد؟

زن : خوب معلومه .

شوهر (بعد از احساستی شدن و گریه زیاد) : خدایا من رو ببخش . چقدر در حق اون زن 
بیچاره ظلم کردم!

بیماری عجیب

میگن با خوردن گوشت خروس آلوده ، به سالمونلا دچار میشیم.

اگه اینطوری باشه ، با خوردن گوشت سالمون آلوده، به خروسلا دچار خواهیم شد . 

اسنک مورد علاقه کامپیوتر 

سوال : اگه گفتین اسم اسنک مورد علاقه کامپیوتر چیه؟

جواب : “میکرو چیپس.”

تاخیر

اولی به دومی: چرا اینقدر دیر کردی ؟

دومی : آخه سر راه یکی صد دلاری گم کرده بود . 

اولی : آهان! کمکش کردی پیدا کنه ؟

دومی : نه راستش … من پام رو صد دلاریه بود . 

سه دیدگاه مختلف

آدم خوشبین : لیوان از نیمه پره.

آدم بدبین : لیوان از نیمه خالیه. 

مامان خونه : ای وای . چرا زیر لیوانی نذاشتی!

عادت جالب

وقتی کوچیک بودم، پدر مادر یادم دادن که به هیچ وجه به وایتکس و سایر وسایل نظافت
منزل نزدیک نشم.
شکر خدا این عادت همچنان با منه و دست از سرم بر نمی‌داره! 

زیباترین صبح

اگر می‌خواین صبحتون زیبا بشه، بعد از بیدارشدن سعی کنید کسی رو در آغوش بگیرید . 
البته به‌شرط اینکه تو سلول زندان نباشید!

زمین خوردن

اولی : چی شد زمین خوردی؟

دومی : نه بابا . زمین رو بغل کردم.

اولی : پس چرا داری گریه می‎‌کنی؟

دومی: آخه اون لحظه، خیلی احساسی بود! 

شامپو

شامپوها هم به تبعیض جنسیتی دچار شدند.

شامپوی خانمها : مخصوص موهای فرفری ، تیره و خشک

شامپوی آقایون : مناسب جهت شستن سر، بدن، ظروف و کارواش (4 کاره!)

کاربرد گوگل

50 درصد از مردم از گوگل برای پاسخ به سوالاتشون استفاده می‌کنن.

50 درصد دیگه هم می‌خوان ببینن که اینترنت دارن یا نه!

کنگره

سوال : چرا سقف کنگره امریکا کنبدی شکله؟

جواب : والا سقف تمام سیرک‌های دنیا ، همین شکلیه!

همسر رویایی

زن به شوهر : عزیزم ! ایا من همون چیزی بودم که در رویاهات می‌دیدی؟

شوهر : نه بابا . تو خیلی خیلی بیشتر از زن رویایی من هستی.

زن: مثلا چقدر بیشتر؟

شوهر : والا حدود 40 کیلو .

حفاظت از درختان

در این مقطع حساس تاریخی ، همه باید از درختان حفاظت کنیم . 

چجوری؟

خوب معلومه.با شکار هر چه بیشتر سگ‌های‌آبی، سنجاب‌ها و دارکوب‌ها!

داداش بروس لی

سوال : اگه گفتین اسم داداش کوچیکه ” بروس لی ” چیه؟

راهنمایی : طرف گیاهخواره

جواب: ” بروک لی .”

خنده و مزاح

کار خرابی

اگه پرنده رو لباستون کار خرابی کرد ، ناراحت نشید.

برید خدا رو شکر کنید که گاو بالدار نداریم.

دزد بانک

تو آمریکا، یک زن برهنه دست به سرقت بانک زد.
هیچ وقت هم نتونستن دستگیرش کنن . 
چون هیچ کس صورت اونو به خاطر نمی‌آورد . 

آدمهای الکلی

پسر : پدر جان ! آدمهای الکلی چجوری هستن؟

پدر : والا پسرم این 4 تا درخت رو می‌بینی؟ اونها 8 تا درخت می‌بینن.

پسر : ولی پدر اینجا که 2 درخت بیشتر نیست!

تناسب اندام

زن به شوهر: عزیزم تو این لباس لاغر به نظر میام؟

شوهر: عشقم تو این کت شلوار خیلی احمق به نظر میام؟

شاگرد شیطون

معلم رو به شاگردان: خوب کی سوال بعدی من رو جواب می‍ده؟
هر کی جواب بده ، میتونه بره خونه .

در این لحظه یکی از شاگردان ، کیفش رو به بیرون پرتاب کرد .

معلم : کدوم احمقی همچین کاری کرد ؟

شاگرد شیطون : آقا ما بودیم . الان هم با اجازتون داریم میریم خونه!

خبرنگار

خبرنگار به صاحب شرکت : شما چیکار می‌کنید که همه کارمندان سر وقت میان؟

صاحب شرکت : جواب ساده است . ما 30 کارمند و تنها 29 جای پارک ماشین داریم !

 

پسر شیطون

زن به شوهر: هر وقت پول میذارم تو کیفم ، این بچه درجا بر می‌داره.
دیگه نمی‌دونم از دستش چیکار کنم .

شوهر : پول‌ها رو بذار لای کتابای مدرسه‌اش. مطمئن باش دستش به پول‌ها نمی‌رسه!

کارگر بیحال

سرکارگر : تو چه کارگر تنبلی هستی . خیلی هم کندی . اصلا کاری هست که
بتونی سریع انجامش بدی؟

کارگر : بله قربان . من خیلی سریع خسته میشم !

تست روانشناسی

 روانشناس می‌خواست بیمار رو تست کنه ببینه اوضاعش چطوره .

از بیمار پرسید:” ایا تا حالا شده صدایی بشنوی و ندونی صاحب صدا کیه و 
صدا از کجا میاد؟”

بیمار جواب داد:” معلومه آقای دکتر . وقتی گوشی تلفن رو بر‌میدارم.”  

 

پیغام گیر 

دیروز به یکی از دوستام زنگ زدم . خونه نبود.تلفن رفت روی پیغام گیر .

“با سلام.تصمیم گرفتم تغییر کنم و افراد آویزون لجن رو از دایره
زندگیم بیرون بریزم. اگر بعدا با شما تماس نگرفتم ، دلیلش اینه . “

آینه 

اولی : چرا جلوی آینه ، چشماتو می‌بندی؟

دومی : خوب می‌خوام ببینم وقتی خوابم چه شکلی می‌شم!

بیمار عجیب

بیمار : آقای دکتر ! تو رو خدا کمکم کنید . هر بار خودم رو تو آینه می‌بینم پیرتر و 
زشت تر به نظر میام.

دکتر : بازم خدا رو شکر که چشم هات مشکلی ندارن!

خوراک زبان

مشتری : گارسون این چه غذاییه که برام آوردی؟

گارسون : خوراک زبان قربان.

مشتری : نه من اینو نمیخوام . من نمی‌تونم غذایی بخورم که از دهن حیوونا بیرون میاد .
برام چند تا تخم مرغ پخته بیار !

خنده

جوجه خروس

همسایه اول : سلام خوبی همسایه . چه گودال گنده ای داری می‌کنی . چی شده ؟

همسایه دوم : هیچی جوجه خروسم مرده . می‌خوام دفنش کنم.

همسایه اول : ولی این گودال برای جوجه یکم بزرگه.

همسایه دوم : آخه جوجه منو ، گربه بی‌شعور تو خورده! 

محصولی از هند

معلم به شاگرد: اون چه نوشیدنیه که ازهندوستان میاد؟

شاگرد:قویا اعلام می‌کنم که نمی‌دونم.

معلم : خیلی ساده است . معمولا با شکر از فروشگاه می‎‌خرین.

شاگرد:آقا ما معمولا شکرمون رو نمی‌خریم . از همسایه بغلی می‌گیریم. 

باتری 

تفاوت زن با باتری چیه ؟

باتری اقلا یک سر مثبت داره.

حمام شیر

اولی : تو چرا وان رو پر شیر می‌کنی، بعدش میری توش؟

دومی: والا چون هنوز گاو بلند قدی پیدا نکردم که بتونم دوش شیر بگیرم . 

جوانی در مترو

جوانی با چشم‌های بسته روی صندلی مترو نشسته بود.

بقیه فکر کردن از حال رفته . خواستن کمکش کنن . 

ناگهان چشمهاش رو بازکرد و گفت ” من خوبم. مشکلی نیست . فقط نمی تونم اون
پیرمرده رو ببینم که از اول خط سرپا وایساده، جانیست بنشینه.خیلی دردناکه!”

جوک کثیف

اولی: می‌خوای برات یک جوک کثیف تعریف کنم؟

دومی : آره ، فقط یواش بگو .

اولی : باشه . یک روز یک اسب سفید افتاد نوی گل و شل ، حسابی کثیف شد!

مشق

معلم به شاگرد: پدرت در انجام تکالیف کمکت کرده ؟

شاگرد: نه! البته که کمک نکرده!

بلکه همه مشق ها رو خودش نوشته.

عشق

عشق شبیه یک رویای شیرینه و ازدواج به مثابه زنگ ساعت !

بومرنگ

اون چه جور بومرنگیه که وقتی می‌اندازی ، بر نمی‌کرده؟

“عصا”

دوستی از نوع دیگر – جوکهای جدید

اولی به دومی :تو قبل از من، دوست دیگری هم داشتی ؟
دومی: معلومه که نه! چرا همه تون این سوال رو می‌پرسین؟ 

فیل در باغ وحش

اولی به دومی: چی شده؟ چرا گریه می‌کنی؟

دومی: هیچی فیله آخرش مرد .

اولی: آخی! تو قسمت فیلها کار می‌کنی اینقدر ناراحت شدی؟

دومی: نه بابا! تو قسمت کفن و دفن حیوونات کار می‌کنم! 

رستوران تمیز

مشتری به گارسون: آقا مواظب باشین . انگشتتون رفت توی سوپ من . 
گارسون: نگران نباشین من خوبم . خوشبختانه سوپش زیاد داغ نبود.

فک زدن 

دختر خونه بعد از نیم ساعت فک زدن با تلفن ، قطع کرد و گوشی رو گذاشت .

پدرش گفت : خیلی عجیبه! معمولا زیر دوساعت حرف نمی‌زدی. چی شده ؟

دختر جواب داد: ” آخه پدر ، شماره اشتباهی رو گرفته بودم.”

کمک در خانه

پدر به پسر: لندهور! امروز خونه بودی چه کمکی به مادرت کردی؟

پسر: والا ،ظرفها رو با دستمال خشک کردم .

دختر خونه: من هم ظرفهای شکسته رو جارو کردم . 

معجزه

رییس به کارمند: تو به معجزه اعتقاد داری ؟

کارمند: راستش نه زیاد

رییس:من از دیروز خیلی اعتقاد پیدا کردم . 
دیروز صبح گفتی عمت مرده و داری میری مراسم خاکسپاری.
جالبه همین که رفتی، عمت اومده بود دنبالت می‌گشت.

تعریف وکیل

همدست: کسی که مجرم را در حین ارتکاب جرم، نجات می‌دهد.
وکیل: کسی که مجرم را بعد از ارتکاب جرم، نجات می‌دهد. 

مرخصی 

کارمند: ببخشین قربان ممکنه فردا رو بهم مرخصی بدین ؟ می خوام برم مادرزنم رو ببینم .

رییس: نه! متاسفانه امکانش نیست.

کارمند:خیلی خیلی ممنون ازتون. واقعا شما درک بالایی دارین .

راز های پولدار شدن 

برای پولدار شدن سه راه عمده وجود داره 

-پدرت پولدار باشه 

-پدر خودتو در بیاری 

-پدر مردم رو در بیاری 

همسایه بی‌ملاحظه

همسایه من واقعا آدم بی ملاحظه‌ایه.
ساعت چهار صبح زنگ آپارتمانم رو می‌زنه . 
بازخوبه بیدار بودم . داشتم تمرین ترومپت می کردم!

تفاوتهای آب گاز دار و گاز آبدار

اولی رو از فقط از فروشگاه می‌گیرن ، دومی رو از هرجا میشه گرفت. بخصوص از …
اولی رو با دست می‌گیرن ، دومی رو با دندون
اولی فعلا درد و سوزشی نداره تا ببینیم اوضاع تورم و گرونی چی میشه . 
دومی با درد و سوزش همراهه 

جنگ جهانی دوم و داستان‌هایش

پدربزرگ یکی از دوستان من، در جریان جنگ جهانی دوم ،
سی چهل تا از خلبانهای آلمانی رو به هلاکت رسوند .
اون، تکنسین هواپیما بود و در نیروی هوایی آلمان کار می‌کرد!

سکوت اجباری – جوکهای جدید

من شش ماهی میشه که با زنم صحبت نکردم .
آخه نمی‌خوام صحبتش رو قطع کنم ! 

اتوبوس 

دیروز تو اتوبوس یک زنه سرم جیغ زد.
می پرسین چرا ؟ نمیدونم والا.خوابیده بودم برای خودم .
واقعا شغل ما راننده اتوبوس ها، خیلی سخته!

باز باران

امروز بارون شدیدی میاد.
شوهرم به خاطر بارون افسرده شده و مدام به پنجره زل میزنه.
اگه همینطوری ادامه بده ، مجبورم اجازه بدم بیاد تو خونه! 

خنده و شوخی

جوک فلسفی

در زندگی ، وقتی دری با شدت بسته میشه ، لاجرم در دیگری باید به روی انسان باز بشه … 
گاهی هم ، صندوق عقب باز میشه . 

از کتاب منشور خودروسازی در ایران معاصر

شباهت های سفر به “متل قو”  و  دور – دور در “اندرزگو”

1- معمولا هر دو ، دور از چشم خانواده صورت می گیره
2-در هر دو ترس از پلیس وجود داره . اولی به دلیل عدم رعایت فاصله مجاز با
ماشین جلویی
 و دومی به دلیل عدم رعایت فاصله مجاز با بغل دستی
3- هر دو در کوتاه مدت به کافی شاپ/ قهوه خانه بین جاده ای و
در دراز مدت به مراکز اقامتی غیر رسمی ، ختم می‌شوند  
4-در هر دو ماشین مدل بالا ، شرط لازم و کافی و محسوب میشه.
5-در هر دو عزیزان عجله زیاد و سرعت وصف ناپذیری دارند.
دانشمندان هنوز در کف دلایل این امر هستند.

پنجره ای رو به فضا

آخرین پیام ارسالی از سفینه منفجر شده در فضا :

“بچه ها باز صبحونه چی‌ خوردین ؟ پنجره رو باز می‌کنم بوی گند بره بیرون!”

 

شباهت قطار با منتقد 

هر دو مثل بولدوزر از روی آدم رد میشن . 

تنبیه کلاسی – جوکهای جدید

شاگرد : اقا اجازه ؟ شما قراره ما رو بابت کاری که انجام ندادیم ، تنبیه کنید ؟

معلم : البته که نه جانم

شاگرد : خوب خدا رو شکر . چون ما تکالیفمون رو انجام ندادیم .

کلاس تاریخ

اولی : به نظر من مدرسه غار نشین ها خیلی باحال بوده 

دومی : چطور مگه ؟

اولی :حداقلش اینه که درس تاریخ نداشتن  

شاهد متقلب

-قاضی : شما می‌دونیداگه شهادت دروغ بدین ، چه عواقبی در انتظارتونه ؟

-شاهد : بله جناب قاضی . یک دستگاه مرسدس بنز و ده هزار دلار وجه نقد!

زن کم حرف 

– مرد : آقای قاضی من می خوام زنم رو طلاق بدم . آخه شش سالی میشه که کلامی 
حرف نزده . 

-قاضی: عزیزم! مطمئنی نمی‌خوای در تصمیمت تجدید‌نظر کنی ؟
چنین جواهری رو سخت میشه دوباره به چنگ آورد .

نردبان 

اولی : می دونی امروز چی شد ؟ از نردبون 30 متری افتادم .
دومی :چیزیت هم شد؟
اولی : نه ، آخه از پله اول افتادم ! 

همسایه های پنهانکار 

همسایه های ما، آدمهای پنهانکاری هستند . 
از کجا می‌دونم؟
چون روی وای – فای خونشون، پسورد خفن گذاشتن . 

 

پدر بیمار

پدر حالش خیلی بد بود و مشغول استراحت در اطاق خواب بود . همه اعضای
خانواده رو یکی یکی چک می کرد . 

-همسر عزیزم ، تو اینجا با منی ؟

-دختر قشنگم ، تو اینجا با منی ؟

-پسرای لندهورم ، شماها هم هستین خبر مرگتون ؟

همه جواب مثبت دادن . 

بعدش پدر گفت ” پس تلویزیون و چراغ پذیرایی برای کی روشنه ؟”

راننده تاکسی

من شغل رانندگی رو ترک کردم . 
چون مردم تمام روز ، پشت سرم صحبت می کردند.
قابل تحمل نبود . 

جوک

تفاوت – لطیفه 

فرق ” وای ” با “وااااااااای” چیه ؟

فرق عمده ای ندارند . بستگی به این داره که از طبقه چندم به پایین پرتاب شده باشین.لطیفه

احساس تنهایی – طنز

ایا شما احساس تنهایی می کنید ؟ اصلا نگران نباشید . 
شب هنگام ، چراغها را خاموش و چند فیلم خیلی ترسناک نگاه کنید . 
بزودی احساس تنهایی شما از بین خواهد رفت! . 

جوک مارماهی – آخر خنده  

تو آمریکا یک مرده،  زنش رو با مارماهی میزنه سیاه و کبود می کنه .

قاضی اونو به خاطر تجاوز به حقوق حیوانات ، به صد دلار جریمه محکوم می کنه . 

اطاق مرموز – جوک

سه نفر در یک اطاق هستند . دو تا کار نمی کنن و یکی کار می کنه . اون جا کجاست ؟
اونجا یکی از اطاقهای شهرداریه . اون یکی هم که کار می کنه ، دستگاه تهویه اطاقه . 

بیمه عمر – لطیفه

-دختر : پدر چرا شما خودت رو بیمه عمر نمی کنی ؟

-پدر : چون می خوام در هنگام مرگم حسابی ناراحت باشید . 

 

مردان غربی در گذر زمان – مزاح

سال 1845 : الان یک بوفالوی وحشی رو شکار کردم .

سال 1952: الان سقف خونه رو تعمیر کردم .

سال 2007: الان با کرم موبر، پاهام رو شیو کردم. خیلی ژولی پولی شده بود . 

معمای فوتبالی – جوک خنده دار

چرا تعداد زن های فوتبالیست تو دنیا اینقدر کمه ؟

چون برای زنها خیلی سخته که یک لباس رو دو بار بپوشن . 

مجازات سخت – جوک باحال 

دختر : مامان من دیگه نمی تونم این زندگی رو ادامه بدم . امروز دعوای مفصلی با مجید داشتم . میخوام مدتی بیام با تو زندگی کنم تا بلکه ادب شه.

مادر : نه دخترم این راهش نیست . مجید باید بخاطر این کارش مجازات شه .
من میام با شما زندگی کنم .  

 

بیمار در اطاق عمل – جوک‌های جدید 

-بیمار : آقای دکتر من خیلی نگرانم . این اولین باریه که تحت عمل جراحی قرار می گیرم . 

 -پزشک : چه جالب! من هم دقیقا حال شما رو دارم. این اولین باریه که عمل جراحی رو 
انجام می دهم. 

پذیرش – جوکهای جدید

-پذیرش بیمارستان : عزیزم میخوای چشم هات رو معاینه کنیم ؟ 

-بیمار : بله! بله!  از کجا فهمیدین ؟ 

 -پذیرش بیمارستان : چون به جای در ، از پنجره وارد اطاق شدین 

 

جوکهای جدید جوکهای خنده دار شوخی و خنده جوک جوک های جدی جوک های خنده دار

لطیفه طنز جوکهای با ادبی جوک های با ادبی 

6 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *