با غول‌های کسب و کار رقابت کنیم

چگونه با غول‌های کسب و کار رقابت کنیم؟

مقدمه

شاید در نگاه اول، پاسخ چندان روشنی برای این سوال وجود نداشته باشد.

اما به قول قدیمی‌ها ” کار نشد نداره! ” و برای هرکاری قطعا می‌توان راهی پیدا کرد.

یکی از بهترین راه‌ها شناخت کامل رقیب، قابلیت‌ها و به خصوص جایگاه وی در ذهن مشتری می‌باشد.

مثال اول

شرکت دیجی‌کالا، در ابتدای فعالیت خود به عنوان یک خرده فروش بزرگ و در حال حاضر به عنوان پلتفرم سراسری خرید و فروش کالا در ذهن مشتری جای گرفته است.

به نظر من جایگاه دقیق‌تر دیجی‌کالا در ذهن مشتریان، شامل موارد زیر می‌باشد.

  • بزرگترین فروشگاه دیجیتالی ( اینترنتی ) کشور
  • نخستین فروشگاه دیجیتالی ( اینترنتی ) کشور
  • فروشگاهی که تاسیسات آن در تهران مستقر بوده و ارائه بسیاری از خدمات مانند کالاهای سوپرمارکتی
    فقط به اهالی تهران و کرج امکانپذیر خواهد بود
  • فروشگاهی با قیمت‌هایی نسبتا منصفانه و مرجعی معتبر برای چک قیمتهای کالاها
  • فروشگاهی تحویل منظم و مطابق با برنامه

حال اگر ما در سودای رقابت با دیجی‌کالا باشیم، احتمالا با شعارهایی نظیر بزرگترین و نخستین فروشگاه اینترنتی، موفقیت چندانی رو کسب نخواهیم کرد.

پس باید در فکر جایگاهی باشیم که هنوز توسط رقیب اشغال نشده است.

حالت اول

درصورتیکه قادر به سرمایه‌گذاری در مقیاس بالا باشیم، می‌توانیم جایگاه‌های زیر را در ذهن مشتری اشغال کنیم.

  • اولین فروشگاه تمام مکانیزه کشور (کلیه امور انبارش، پردازش و بسته بندی بدون دخالت انسان)
  • اولین فروشگاه حامی محیط زیست (تمامی مواد بسته بندی بازیافتی بوده و کلیه خودروها دو سوخته )
  • اولین فروشگاهی که در سراسر ایران شعبه دارد (امکان تامین کالاهای سوپر مارکتی در سراسر ایران)
  • اولین فروشگاه حامی نسل جوان (هشتاد درصد از مدیران و کارمندان، از بین جوانان تحصیل کرده هستند)
  • اولین فروشگاه مجهز به سیستم کنترل کیفی ( کلیه اجناس به مهر کنترل کیفیت ممهور می‌شوند)

به خصوص بحث کیفیت جای کار زیادی دارد. چرا که بسیاری از مشتریان و از جمله اینجانب، دل چندان خوشی از کیفیت بعضی از محصولات دیجی‌کالا ندارند.

یا اینکه، نقاط تماس دیجی‌کالا از نظر نظم و هماهنگی ظاهری، چندان مطلوب نیستند.

پس اگر در رقابت با دیجی‌کالا، کلیه پیک‌های موتوری و خودرویی لباسی شیک و متحدالشکل بپوشند، می‌توان جایگاه نظم و زیبایی بصری را تا حد زیادی در ذهن مشتری ایجاد کرد.

حالت دوم

در صورتیکه ما به منبع لایزال سرمایه متصل نیستیم، شاید بهترین راه حل پناه بردن به بازاریابی گوشه‌ای باشد.

به این معنی که روی گوشه‌ای از بازار تمرکز کنیم و بقیه بازار را موقتا و یا دائما رها کنیم.

البته بهتر است گوشه‌ای از بازار را انتخاب کنیم که رقیب در آن حضور کمتری دارد.

به عنوان مثال اگر دیجی‌کالا در تامین کالاهای سوپرمارکتی برای شهرستان‌ها محدودیت دارد، می‌توانیم روی این موضوع تمرکز و سایر بخش‌های بازار را رها کنیم.

همچنین می‌توانیم در خصوص تامین دسته محدودی از تلفن‎‌های همراه فعالیت کنیم ( مثلا گوشی‌های برند اپل ).

بازاریابی گوشه‌ای مزایای فراوانی دارد که در زیر به برخی از آنها اشاره شده است:

1- فرآیند برندینگ یک محصول خاص، خیلی ساده تر، کم خرج تر و سریع‌تر از تعداد زیادی محصول می‌باشد.
بنابراین، فردی که صرفا گوشی‌های اپل تامین می‌کند، خیلی سریعتر از امثال دیجی‌کالا، در بین خریداران گوشی اپل، بر سر زبان‌ها می‌افتد.

2- در صورت ایجاد وبسایت، که امروزه از واجبات کسب و کار به شمار میرود، گوگل سایت تخصصی را بر اساس جستجوی گوشی‌های اپل، بالاتر از سایر سایتهای مانند دیجی‌کالا که محصولی مختلفی رو ارائه می‌کنند، نمایش خواهد داد.

3- امکان صرف وقت و تهیه محتوای جامع، جذاب و تخصصی در بازاریابی گوشه‌ای، بیشتر فراهم است و همین مورد فرد را به مرجع معتمد در خصوص گوشی‌های اپل تبدیل خواهد کرد.

4- در کسب و کارهای بزرگ مانند دیجی‌کالا، مدیران ارشد مشغله‌های فراوانی داشته و اساسا امکان ارتباط مستقیم با مشتریان را ندارند. درحالیکه در بازاریابی گوشه‌ای، با توجه به ابعاد نسبتا کوچک کسب و کار، امکان ارتباط مستقیم با مشتریان وجود دارد که همین امر سبب حس خوب مشتریان و وفادارسازی آن‌ها می‌شود.

5- بازاریابی گوشه‌ای، کلیه دارندگان و علاقمندان به گوشی‌های اپل را مانند آهنربا جذب و امکان سازماندهی آن‌ها را در قالب باشگاه مشتریان و یا گروه‌ها و جمعیت‌های گوناگون فراهم می‌آورد.

این افراد می‌توانند در مراحل بعدی انبوهی از مشتریان را به کسب و کار ما جذب نمایند.

مثال دوم

با شنیدن نام اسنپ، ناخودآگاه، اولین تاکسی اینترنتی و همچنین بزرگترین سامانه تاکسی‌های اینترنتی در ذهن ما نقش می‌بندد.

این موارد، جایگاه برند اسنپ می‌باشند. جایگاه‌های “اولین” و ” بزرگترین”، از جمله بهترین جایگاه‌ها برای هر برند محسوب می‌شود.

اما نکته اینجاست که اسنپ در ذهن مشتریان جایگاه‌های دیگری را علاوه بر موارد فوق اشغال نکرده و احتمالا تلاشی هم در این زمینه انجام نداده است.

حالت اول

درصورتیکه قادر به سرمایه‌گذاری عظیمی باشیم، می‌توانیم جایگاه‌های متعددی را که هنوز توسط اسنپ اشغال نشده است، به خود اختصاص دهیم.

  • جدیدترین و نوترین ناوگان حمل و نقل شهری ( فقط خودروهایی با عمر کمتر از پنج سال اجازه ورود به این ناوگان را دارند)
  • ناوگان حامی محیط زیست (فقط خودروهای دو سوخته اجازه ورود به این ناوگان را دارند)
  • ناوگان حامی سلامتی (همه رانندگان ملزم به ثبت نام در یکی از رشته‌های ورزشی هستند) همچنین می‌توان یکی از ورزشکاران معروف را به عنوان سفیر برند، به کار گمارد.
  • ناوگان حامی معلولین جسمی (بخشی از درآمد ناوگان، صرف تجهیز مراکز نگهداری از معلولین خواهد شد)

حالت دوم

در صورتیکه ما به منابع عظیم سرمایه دسترسی نداریم و ناچار به استفاده از بازاریابی گوشه‌ای باشیم، می‌توان موارد ذیل را به عنوان خدمات خاص مد نظر قرار داد:

  • سرویس ویژه جهت جابجایی خانواده‌های پرجمعیت با استفاده از مینی ون
  • سرویس‌های موردی و دائمی مدارس و ادارات
  • سرویس ویژه جهت تورهای یک روزه خانوادگی و فامیلی با استفاده از مینی بوس و اتوبوس
  • سرویس ویژه جهت معلولین جسمی و سالمندان با استفاده از خودروهای مجهز و پرستاران زبده
  • سرویس ویژه جهت تهران‌گردی با استفاده از خودروهای لوکس و رانندگان آموزش دیده

0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *