marketing

فهرست مطالب

مقدمه:

برای بازاریابی تعاریف مختلفی وجود داره . 

ولی یک نکته ظریف وجود داره و اون اینکه ” بازاریابی با فروش تفاوت داره”.

بازاریابی یک فرایند بیرون سازمان به درون سازمانه.

یک فرایند از بازار به درون سازمان . 

در طی فرایند بازاریابی ما نیازهای بازار رو بخوبی میشناسیم و اونها رو به خواسته مشتری تبدیل می کنیم . در مرحله بعدی برای پاسخگویی به خواسته ها ، راه حل های عملی پیدا میکنیم . همچنین برای فروختن راه حلها به مشتری ، مسیرهایی رو طراحی می کنیم و تمام . 

از اینجا به بعد ، کار قسمت فروشه که با مشتری مذاکره کنه ، تخفیف بده و خلاصه قرارداد رو به سرانجام برسونه و کار رو بگیره . 

بازاریابی مبحث جالب و شیرینی هستش و راه برای خلاقیت و ابداع روشهای جدید بازاریابی کاملا بازه . 

تعدادی از روشهای بازاریابی معمول رو شناسایی کردم که ذیلا براتون توضیح میدم .امیدوارم مورد استفادتون قرار بگیره .

بازاریابی داخلی

بازاریابی داخلی رو اول آوردم .چون ما از این بازاریابی مهم خیلی غافلیم . 
بازاریابی داخلی یعنی ما اولا در استخدام نیروهای داخل شرکت دقت بیشتری بعمل بیاریم و گزینش رو کمی سخت کنیم . اینطوری فقط نیروهای مستعد و زبده وارد سیستم ما خواهند شد . 
در مرحله بعدی ، باید نیروهامون رو بیشتر در اداره سازمان و بخصوص تصمیم گیریها درگیر کنیم و به اصطلاح اونها رو بازی بدیم . 
بهرحال اونها بیش از هر کس دیگری با مشتریان ما سر و کار دارند و از نیازها و خواسته های مشتری خبر دارند .بنابراین باید در جلسات از اونها دعوت کنیم و طرف مشورتشون قرار بدیم.و در نهایت با همفکری اونها ، تصمیمات مهم رو اتخاذ کنیم . 
نکته مهم اینه که اگر قرار بر ارایه سرویسهای جدیدی در آینده داریم ، نیروهای داخلی باید قبل از مشتریان در جریان سرویسهای جدید قرار گرفته باشند . 
در غیر اینصورت یک افتضاح بزرگ پیش میاد . مشتریان در باره سرویسهای جدید سوال میکنند و با بی اطلاعی نیروهای ما مواجه میشن . بعد از اون به کل سیستم ما بدبین میشن و فکر میکنند سیستم ما آشفته و بهم ریخته و یا دروغگو و حقه بازه . 

 بازاریابی عصبی 

 بازاریابی عصبی اهمیت خیلی زیادی داره. برای همین ، نوشته جداگانه ای رو بهش اختصاص دادم . 
 

بازاریابی انبوه 

 
 قبل از توضیح در باره بازاریابی انبوه ، لازمه تا توضیحات من رو در خصوص اس تی پی در بازاریابی مطالعه کنید . 
در بازاریابی انبوه ، ما لازم نیست مراحل اس تی پی رو انجام بدیم و یک راست میریم سر اصل مطلب . 
بدین ترتیب ما می تونیم هزینه های مربوط به انجام مراحل  اس تی پی رو صرفه جویی کنیم و کالا و خدمات رو با قیمت پایین تری به دست مشتری برسانیم . 
البته بازاریابی انبوه بیشتر برای کالاهایی که مخاطب عام دارند ، قابل اجراست . 
مثلا کالاهای تند مصرف (Fast Moving Consumer Goods) 
شامل نوشیدنی ها ، مکمل های غذایی و شوینده ها .
همانطوریکه مشاهده می کنید این طیف از کالاها نیاز به دسته بندی مشتری ها و هدف گرفتن دسته ای خاص از مشتری ها و در هنایت جایگاه سازی خاصی ندارد . 

بازاریابی مرکز تماس مشتریان

 

مرکز تماس مشتریان ، علاوه بر اینکه نقش مهمی در جلب مشتریان جدید ، آرام کردن مشتریان عصبانی و تولید مشتریان وفادار دارد ، منبع غنی اطلاعات بوده و می تواند نقش مهمی در بازاریابی داشته باشد . 
معمولا افراد در تماس با مرکز تماس مشتریان سازمان درخواستهای گوناگون دارند .
از جمله حل مشکلات سرویسهای موجود ، ایجاد سرویسهای جدید و ارائه توضیحات در خصوص خرید اینترنتی و غیره .
با جمع آوری و آنالیز این درخواستها ، می توان نیازها و خواسته های مشتریان را دقیقا تشخیص داد و برای تامین آنها برنامه ریزی دقیقی انجام داد . 
در رویکردی دیگر ، کارشناسان مرکز تماس می توانند اطلاعات دموگرافی و سایر اطلاعات مشتریان را جمع آوری نموده و جهت بهره برداری در کمپین های آتی ، در اختیار سایر بخشهای سازمان قرار دهند . همچنین کارشناسان مرکز تماس می توانند با عنایت به مشخصات تماس گیرندگان ، اطلاعاتی در خصوص سرویسهای فعلی را در اختیار آنها قرار دهند . 

 

بازاریابی ورزش

 
بازاریابی ورزش به معنی استفاده از تریبون ورزش جهت معرفی کالاها و خدمات گوناگون می باشد . 
حالا این کالا ها می توانند ورزشی باشند ، مثل توپ فوتبال ، لوازم اسکی ، لوازم شنا و یا غیر ورزشی مثل انواع خوراکیها اتفاقا با ورزش و سلامتی هیچ گونه رابطه منطقی ندارند
در کشور ما ، متاسفانه تولید کنندگان لوازم ورزشی پتانسیل کافی جهت تبلیغات در محیط های ورزشی رو ندارند و یا اساسا اعتقادی به این نوع تبلیغات ندارند . 
در عوض سایر تولید کنندگان ، بخصوص فعالان صنایع غذایی و بانکها علاقه وافری به استفاده از تریبون ورزش جهت تبلیغات دارند . 
این عزیزان معمولا در تبلیغات محیطی دور زمین فوتبال ، بیلبوردهای مسیر استادیوم های ورزشی و تبلیغات تلویزیونی قبل و بعد از بازیهای حساس حضور جدی دارند . 
همچنین در بسیاری از موارد اسپانسر تیم های ملی و باشگاهی میشن .
 
 

بازاریابی کمین  

بازاریابی کمین (Ambush Marketing) به معنی رقابت تا حدی ناسالم با رقباست .
بهمین دلیل ، این نوع بازاریابی در بسیاری از کشورها ممنوع بوده و یا قوانین سخت گیرانه ای در خصوص آنها به تصویب رسیده است . 
بازاریابی کمین ، شبیه سوار شدن قطار ، بدون بلیط است ، در حالیکه رقبا برای بلیط هزینه زیادی را پرداخت نموده اند . 
فرض کنید در مسابقات جام جهانی ، کوکاکولا بعنوان اسپانسر بازیها انتخاب شده باشد و هزینه زیادی را بعنوان اسپانسر انجام داده باشد . آنگاه در بیرون استادیوم ، رقبای کوکاکولا ، مانند پپسی ، بین تماشاچیان ، نوشابه مجانی توزیع کنند . یا در هتل های تماشاچیان و هواداران تیم ها ، اقدام به نصب بنر های تبلیغاتی بنمایند . در اینصورت پپسی ، عملا بر روی موج تبلیغات جام جهانی سوار می شود ، بدون اینکه هزینه زیادی انجام داده باشد . 
مثال  
در مسابقات جام جهانی فوتبال 2010 ، آدیداس ، اسپانسری بازیها را بعهده گرفت و نایکی و سایرین ، ظاهرا از خوان گسترده تبلیغات جام جهانی محروم شدند . 
اما نایکی در اقدامی هوشمندانه ، چند ماه قبل از شروع بازیها ، اقدام به ساخت کلیپی با عنوان
“آینده را بنویس” ، با حضور ستارگانی چون رونالدو نمود . 
این کلیپ به سرعت در فضای مجازی پخش و ویروسی شد .در این کلیپ ، از باب رعایت مسائل حقوقی و قانونی ، اشاره مستقیمی به بازیهای جام جهانی نشده بود و اثری از نام و لوگوی بازیها نبود . لکن هر بیننده عاقلی درک می کرد که این کلیپ چند ماه قبل از شروع بازیهای جام جهانی ، قطعا به این بازیها اشاره دارد . 

بازاریابی فریب

 
بازاریابی فریب (Fraud Marketing)، مبتنی بر فریب مشتریان بوده و عملی غیر اخلاقی 
محسوب می‌شود . 
این نوع بازاریابی را می‌توان ، به‌صورت ذیل دسته بندی نمود .
  

نوع اول 

در این نوع ، کالایی در وبسایت برای فروش گذاشته می شود.ولی پس از سفارش 
مشتری و دریافت وجه مربوطه ،کالا برای مشتری ارسال نمی شود و پس از مدتی سایت 
غیر فعال می شود. 
 

نوع دوم 

در این نوع ، کالایی در تبلیغات تلویزیونی نمایش داده می شود که بسیار جذاب و زیبا ست . اما پس از سفارش و دریافت وجه مشتری ، جنس دیگری که شباهتی به جنس تبلیغ شده ندارد ، و دارای کیفیت بسیار پایین تری است ،برای مشتری ارسال می شود . 

نوع سوم 

در این نوع ، مشتری وادار به خرید کالایی می شود که به آن احتیاجی نداشته و میلی به خرید آن ندارد .
بعنوان نمونه ، می توان از فروشندگان سمجی یاد کرد که در فروشگاههای بزرگ ، برای خرید اجناسی خاص ، به مشتری آنقدر اصرار می کنند که در نهایت مشتری با بی میلی مجبور به خرید می شود . 

نوع چهارم 

در این نوع ، برای اجناس خواص معجزه آمیزی تعریف می شود که این خواص از اساس کذب بوده و یا لااقل صحت آن از نظر علمی اثبات نشده است . 

امروزه ، با پیشرفت تکنولوژی و گسترش شبکه های اجتماعی ، بازاریابی فریب ، عملا به بازاریابی فریب انبوه (Fraud Mass Marketing) تبدیل شده است ; و در طی آن تعداد زیادی از مردم ، تحت تبلیغات شبکه های اجتماعی ، فریب خورده و پول خود را صرف اجناس بی کیفیت و بی خاصیت می نمایند.

بازاریابی گوشه ای 

بازاریابی گوشه ای یا نیچ مارکتینگ ، به معنی شناسایی نیازهای خاصی است که توسط سایر تامین کنندگان پوشش داده نشده باشد .
بعنوان مثال ، کفش مخصوص اسکیت بورد ، یا خودروی مخصوص افراد کوتاه قد . 
و یا اینکه در شهر تعداد زیادی سالن سینما و نمایش وجود دارند ، ولی هیچکدام از این
سالن ها دارای قسمت VIP نمی باشند . در حالیکه ، بسیاری از افراد ، به دنبال
چنین سرویسهای اینچنینی بوده و حاضرند بابت آن وجوه قابل توجهی را پرداخت نمایند .

در سطحی دیگر ، ممکن است کالایی توسط تامین کنندگان دیگر هم تامین شود ، لکن بصورت غیرتخصصی و در کنار انبوه کالاهای دیگر . 
بعنوان مثال ، هندزفری گوشی آیفون ، توسط بسیاری از تامین کنندگان اراءه میشود ، لکن ما
می توانیم بصورت تخصصی فقط روی انواع هندزفری گوشی آیفون کار کنیم .
طبیعتا در این زمینه ، بعنوان متخصص شناخته خواهیم شد و می توانیم اطلاعات کامل
و جامعی را به مشتریان ارائه دهیم .مشتریان هم می توانند با میل بیشتر و خیال راحت تر ، 
هندزفری مورد نیاز خود را از ما تامین کنند . 
واقعیت این است که در بازاریابی گوشه ای ، تعداد مشتریان ما در ظاهر زیاد نیست ، لکن نرخ تبدیل مشتریان بسیار بالاست و اکثر مشتریان بالقوه به مشتریان بالفعل و در مراحل بعدی به مشتریان وفادار تبدیل می شوند. همچنین با عنایت به جمعیت نسبتا محدود مشتریان ،
می توان با آنها روابط عمیقی برقرار نموده و در صورت راه اندازی کسب و کارهای جانبی ،
بر روی آنها حساب ویژه ای باز نمود .   

بازاریابی سبز

بازاریابی سبز (GREEN MARKETING) معمولا در دوسطح تعریف می گردد . 

  • در سطح اول ، بازرایابی برای محصولات و یا خدماتی انجام می شود که با محیط زیست سازگاری بالایی داشته و هیچ گونه آسیبی برای محیط زیست در بر ندارند . حتی بسته بندی محصولات نیز ،هیچ گونه ضرری را متوجه محیط زیست نمی کنند .
  • در سطح دوم ، بازاریابی سبز به معنی استفاده از روشهای کاملا پاک و سازگار با محیط زیست ، جهت فعالیتهای بازاریابی می باشد . بعنوان مثال ، استفاده از انرژی خورشیدی ، استفاده حداقلی از کاغذ و جوهر ، استفاده از کاغذهای بازیافتی و جوهرهای دوستدار طبیعت ، بازیافت اقلام دورریز و سایر فعالیتهایی که همسو با محیط زیست می باشند.

همانطوریکه مشاهده می کنید ،بازاریابی سبز ، بازاریابی نسبتا گرانی محسوب می شود . 
لکن روز به روز بر تعداد دوستداران محیط زیست اضافه می شود و افراد مایلند تا پولهای
خود را در راه سازگاری با محیط زیست خرج کنند .بنابراین ، این نوع بازاریابی می تواند ، آینده 
خوبی را در پیش داشته باشد .        
تا جایی که بعضی شرکتها با سوء استفاده از عنوان سبز در پی فروش محصولاتشان بر می آیند . 

0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *